سلام پریماه جون من همین امروز مشکلتو خوندم والان خیلی از دستت عصبانی هستم که چرا اینقدر خودتو کوچیک میکنی؟مگه عیب وایرادی داری ؟بخدا زنای بیوه ی زیادی رو هم میشناسم که نازشون 10برابر تو بوده از دستم ناراحت نشیا چون دارم خورد شدن تدریجیتو میبینم عصبی هستم بسه دیگه چرا اینقدر به خودت امید الکی میدی؟برای کسی بمیر که برات تب کنه،تو اصلا از کجا میدونی که اون واقعا رفته بود چین اون خواست توی این موقعیت تنهات بذاره تا راحتتر تصمیمتو بگیری تو همه ی چیزهایی که به عین داری میبینی رو گذاشتی کنارو به اون %1 احتمال قلبیت اهمیت میدی؟اینکه اون گفته هرچی خدابخواد؟چرا نگفته هر چی خودمون و خدا بخوایم؟الان باز میگی چون خدا رو خیلی قبول داره آره؟بسه دیگه دختر خوب نذار اون به خاطر ترحم و احساسات تو بیاد طرفت این هیچ ارزشی نداره من اگر جای تو بودم اگر خودشم میومد سراغم دیگه سراغش نمیرفتم،بازم صلاح کار خویش خسروان داند، ما گفتیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)