پرناز جون اینطور که معلومه شما راهی جز تقیه نداری
جدا از شوخی،خانمی من نتونستم مشکل شما رو خوب متوجه بشم.تو ذهنم یه جورایی مبهمه.فکر کنم بخاطر همینه که بچه ها هم چیزی نمیگن.
همونطور که میگن نصف جواب یه مسئله تو صورت مسئله ست.من به شخصه صورت مسئله تو ذهنم جا نیفتاده.
مسائلی که تعریف کردین کمی غیر طبیعیه بعضی جاهاش.اینو خودتونم تو پست#17 گفتین.
شما از رفتار ها و کارهایی که خودتون انجام دادین،از عکس العملهای خودتون خیلی کم و کلی گفتین.
به اصطلاح خوب شرح حال ندادین.
اما با دید کلی که نسبت به مشکلتون پیدا کردم میتونم بگم:
امیدوارم مشکلتون مثل بقیه با صبوری و گذشت و درایتی که ان شاا... به کار میگیرین حل بشه.
سعی کنین زود در مقابل اشتباهات دیگران عکس العمل احساسی نشون ندین و بیشتر در مورد درستی افکار و رفتار خودتون فکر کنین.بهر حال نباید به اصلاح دیگران امید بست.
از روی صحبتهاتون بنظرم میاد رفتار شما هم در ایجاد و تشدید شرایطتون عاری از اشتباه نبوده و در دامن زدن به مشکلتون سهم بزرگی داشته.باید بیشتر دقت کنین و سعی کنین آروم باشین و در موقعیتهای عصبی حرفی نزنین و کاری نکنین.درسته اشتباه از سوی دیگران هم هست و همیشه خواهد بود.ولی عکس العمل اشتباه شما به ضرر خودتون خواهد بود عزیزم.
موفق باشی![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)