عزیزم ممنونم از اظهار لطفتون![]()
ببخشید من تازه امروز این تاپیک شما را دیدم. امیدوارم در این روزها آرامش به درون شما برگشته باشد. و امتحانات را به خوبی پاس کرده باشید. راستش احساساتی که شما ازش اسم بردید و اون حالتهاو افکار وسواسی و نگرانیها و یاد آوری مکرر صحبتها و رفتار دیگران را به خوبی درک کردم چون دیر زمانی این حالتها را بنده هم داشتم و گاهی برای یک مدت نسبتا طولانی باهاش سر کار میرفتم و در واقع خودم را تخریب میکردم! اما خوشبختانه توانستم کنارش بگذارم و الان نمیتونم بگم دقیقا چه تکنیکی را پیاده کردم. اصلا فکر کنم همین جوری فله ای یکسری روشها را خودم با سعی و خطا به کار بستم و به هر حال تمام شد. ولی یک چیز را مطمئن هستم و آن اینکه اعتماد به نفسم کمک زیادی به من کرد و دیگر اینکه وقتی دیدم هیچکی هیچ کاری ازش برای من بر نمیاد و منهم کل دنیا را نمیتوانم تغییر بدهم این بود که روی نکات مثبت خودم تمرکز کردم و سعی کردم خودم را بیشتر دوست داشته باشم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)