سلام لاله جان ممنونم.با لین نظرت موافقم که((من فکر می کنم اگه بین کسایی که پاک موندن و ازدواج می کنن و کسایی که همه کار کیردن و بعد ازدواج می کنن هیچ فزقی نباشه پس خدا عادل نیست))اما یکجا یکی سرش به سنگ میخورهویکجا میفهمه و خوب وجدانش بیدار میشه و دیگه طرف خطاش نمیره و من فکر میکنم اینجاست که خدا عدالتش حکم می کنه که به بندش فرصت بده...از این دید هم میتوانی به این قضیه نگاه کنی که:خوب این دختره رابطه جنسی داشته.آدم نشده بار دوم تا حد خیلی پیشرفتهتری پیش رففته و برای من که همان دختر باشم .خیلی راحت میتوانستم به کاره خودم ادامه بدم و آخرش بگم بیخیال یه چند سال دیگه توبه میکنم و شایدم هیچگاه این اتفاق اصلا نمی افتاد و من تو منجلابی که واسه خودم ساختم غرق می شدم.در این بین هم فقط خودم مقصر کارامم و... اما اینجوری نشد.من فکر میکنم یه جا یه کار خوبی کردم که دعای اون آدم باعث شد که من بفهمم چه اشتباهی کردم.و اولین گام فهمیدن و بعد از آن عبرت گرفتن و دیگه تکرار نکردن...من فهمیدم چه اشتباهی کردم.اوایلش نمیخواستم قبول کنم که من اشتباه کردم.اما بعدش قبول کردم.آبرو.عزتم اعتماد و .. را از دست دادم...اما آیا این حق من نیست که زندگی کنم؟وجدان آدم سختگیرترین چیزیه که آدم تنبیه میکنه..اما آیا من تا آخر عمرم باید هر کاری میکنم هر گامی که بر میدارم همه با دید بی اعتمادی بهم نگاه کنن... نوشتی که چه تضمینی هست واسه این زندگی که تو دوباره این خطاها رو تکرار نکنی . چون تو چندین مرتبه اینها رو تکرار کردی حق با شماست.اگه می خواستم تکرار کنم هیچگاه احساس ندامن نمیکردم...هیچ وقت نمیگفتم که من این کار کردم این اتفاق افتاده و الان کمک می خوام...اگه می خواستم تکرار نم یا حتی قصدش داشتم هیچگاه نمیامدم با این آقا بگم که من در گذشته...تو جامعمون کم نیستند دخترانی که خیلی کارا کردند و در آخر خودشان را آفتاب مهتاب ندیده در نظر دیگران نشان میدهند و در آخر هیچ وقت هم پشیمان نیستند بلکه ...اما در اینجا هم باید بگو خیلی ها هم هستند که خیلیکارا کردند و کسانی هم نفهمیدند و الحق که وفادار ماندند و پاکتر از هر پاکی....درست من سو سابقه دارم..و بازم حق با دیگران که اول به افرادی مثل من شکیات برای خیانتکاری یا ..ذهنشان معطوف میشه...اما این هم در نظر بگیر که آدمی که اشتباه کرده و از عواقب اشتباهاتش آگاه شده.خیلی کمتر احتمالش به تکرار آن اشتباه است تا کسی که....
حق با شماست ممنونم که کمکم میکنین.اما من با این آقا از رو اعتماد ماندم.هیچ وقت فکر نمیکردم که گذشتم را بهانه کنه...آره دارم چوبشم میخورم..من بهش علاقهمند شدم.دوسش داشتم و خواستم زیر سایش زندگی کنم..اما نشد...