سلام پريوش جان
همسر من خيلي خرده گير هست و همه خطاها رو تعميم ميده. مثلا يه بار در مورد موضوعي حرف ميزديم و من تفسير نادرستي از اون موضوع داشتم. بجاي توضيح درستش گفت همه چيز رو همين جوري تفسير ميكني پس واي بحال گزارشايي كه تو اداره تهيه ميكني. اگه يه چيزي رو يك بار تو خونه جا بذارم، اولين چيزي كه ميگه اينه: هميشه همينجوري بي دقت و سر بهوا ولي اگه خودش باشه هيچ مشكلي پيش نمياد. پريوش جان باور ميكني سر جا گذاشتن موبايلم تو خونه يك بار تا 2 روز قهر كرد و اوقات تلخي راه انداخت. اينا اتفاقاتي هستن كه براي همه اتفاق ميافته و باور كن من شايد در اين 4 سال 2 بار كلا موبايلم رو جا گذاشتم ولي ما سر هرچيز كوچيكي بحث طولاني داريم.يكبار مستخدم گرفته بوديم و تعميرات اساسي داشتيم. همسرم خيلي خسته بود من بهش گفتم اگه خسته اي فردا كه اين خانمه هم مياد تو فردا نرو سر كار خونه. تا يك هفته قهر بود كه حالا مگه من چيكار اين خانمه دارم تو به من شك داري. هرچي گفتم بابا ما كه اين مستخدم رو ميشناسيم تو سال تا سال تو شركتت با هزار جور خانم بي بند و بار (شركتشون خصوصيه و خودش برام از بي بند و باريه چند تا از خانمها و آقايونشون گفته) سر و كار داري من شك ندارم، به اين بنده خدا با تو شك كنم. ولي او قبول نكرد.
آره پريوش جون واقعا خسته ام چون همسرم از هر حرف من دنبال يه بهونه ميگرده. وقتي مياد استرسم بيشتره و در نبودش اعتماد به نفس بيشتري دارم. اونقدر زنهاي ديگه رو به رخم كشيده كه احساس كوچكي و ضعف شديد ميكنم.
مشكل من اينه كه اين مسايل پيش پا افتاده شده غولهاي زندگي من.








علاقه مندی ها (Bookmarks)