سلام:
پانا عزیز..تاپیک شما رو مطالعه کردم....
راستش مشکلات شما تا حدی پیچیده ولی کوچک هستند ....
اول یک سوال ...پانا عزیز ..عملی که بالهای صداقت در پست قبلی دادند انجام دادید؟به چه نتیجه ای رسیدید....؟
اولین و بهترین کار این است که آن لیست را تهیه کنید دوست من..پس شروع کن....
این لیست معجزه می کند
در ادامه همان طور که خود شما می دانید روند شما در ازدواج غلط بوده است...همان طور که بارها از طرف همه تایید شده است از لحاظ فرهنگی و عرفی کار شما صحیح نبوده است مه عقد کرده وارد زندگی همسر خود و خانه مادرش شده اید..این کار شما از نظر من بسیار بسیار غلط بوده است..شاید روی کاغذ هرچیزی درست باشد ولی زندگی ما فرمول ریاضی نیست دوست من ....شکستن هنجارها همان طور که خودتان گفته اید کار غلطی بودهاست..به نظر من مردها با توجه به روحیاتی که دارند مشتاقند که تشنه بمانند..یعنی چه؟شما در مرحله عقد همه آنچه که باید در ماه عسل و ازدواج به وی می داده اید به او داده اید و حالا انتظار دارید که او همچنان مثل قبل تشنه گرفتن عروسی و رفتن ماه عسل باشد...؟!
می شود از شما بپرسم چرا فکر می کنید او باید شما را بعد 4 سال رابطه زناشویی داشتن به ماه عسل ببرد و عروسی بگیرد؟از دیدگاه شما عروسی چیست؟میشه کمی برای ما باز کنید عروسی و ماه عسل معنایش چیست؟خیلی دوست دارم تعریف شما را از عروسی و ماه عسل بدانم....
شاید شما به خاطر شرایط خاص خود قبول به زندگی مشترک کرده اید ولی آن زمان که این را پذیرفتید باید می پذیرفتید که دیگر دوشیزه نیستید و تازگی لازم برای عروس بودن و ماه عسل رفتن را برای هم همسر و هم کادرش از دست می دهید..
نمی دونم چقدر این حرفم صحیحه ولی در فرهنگی که من در آن بزرگ شده ام می گویند که نباید زن در هر مرحله از چهرچوب ان تعدی کند چون اثار زیانباری دارد..نامزدی چهارچوب خود را دارد..عقد خاص خودش و عروسی خاص خودش....همسر من همیشه می گه کهمردها عاشق اینن که یک چیزی را ببینند ولی از اونها دریغ بشه..این موضوع اونها رو بیشتر جذب می کنه و منجر میشه به فکر راهی برای بدست آوردنش باشند و همین جذابیت شما رو هم در نظر اون بالاتر می بره....هم در نظر اون و هم خانوادش....
به هر حال شما این هنجار را شکسته اید و باید واقعیت را بپذیرید که هیچ چیز مثل چهارسال قبل نیست ..نه شما دوشیزه مانده اید و نه همسرتان یک پسر .....شما عروسی کرده اید و همه آن چیزی که دلیل این بود که 6 ماه بعد برای شما عروسی بگیرند یا ماه عسل بروید از بین رفته و اگر انجام شود فرمالیته است....و معنا و جذابیت اصلی را نه برای شما نه همسر شما ندارد..و حتی خانواده وی شما را تازه عروس نمی پندارند چون 4 سال زمان کمی نیست دوست من...
پس اشتباه خودت رئ بپذیر و قبول کن در وضعیت الان خودت هم مقصری....
این ایکون اول که به نظر من شده پایه و اساس همه مشکلات شما دوست من..ولی گذشته است و خوشحالم که همسرتان انقدر عاشق شماست و شما هم او را دوست دارید ..پس منفی سخن نگویید ..عشق برتر از همه این سنت ها و عرف هاست و هزاران نفر با این اوضاع زندگی خود را ساخته اند پس شما هم می توانید...
من در رابطه با مشکلات عاطفیتان همان قدر بگویم که نمی دانم شما چقدر مهارت در ابراز احساس به همسر دارید..میشه از کارهای خود هم برایمان بگویی؟
در ان دو هفته که همسرت دور است برای او چه می کنی؟
همسر من هم 2هفته در منطقه ای پزشک کشیک هست و 2 هفته پیش منه ..البته موقت....ولی می خوام بدونم برای تامین نیاز اون تو این دو هفته چکارهایی می کنی؟
وقتی برمی گردد چه می کنی؟
کمی از خودت بگو...........................تا بشود از قهرهای وی سخن گفت....شما تا کنون برای ابراز محبت چه کرده اید؟میشه کمی توضیح بدید.ممنون...
در رابطه با مادر ایشان..من بسیار از مادر ایشان ممنونم که همسری این چنین عاشق تربیت کرده است..مادر وی نقطه مثبت همسر شماست و من اگر جای شما بودم از طریق محبت به مادرش وارد می شودم..ان زن همان کسی ست که همسر شما در دامنش رشد یافته و مادر مردی ست که شما عاشقش هستید پس قدرش را بدانید..مردها عاشق زن هایی هستند که به مادرانشان احترام بگذارند و دوست داشته باشند..از راه مادرش وارد شو....
مادرش چطور زنی ست؟نظر و احساش به تو چیست؟
میشه کمی باز کنی.....
منتظر توضیحات بیشترت هستم...
سارا![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)