حقیقتاً که من عملاً اثر بخشی این پنج مورد را در ایجاد شادی درونی دیده ام.
باید بگم شادی درونی تثبیت شده به انسان فوق العاده کمک می کنه که وسعت دید پیدا کنه ، صبور باشه ، و مهمتر از همه لحظات تلخ گذشته را به سختی به یاد بیاره و بر عکس به راحتی بتونه لحظات شاد و مفرح را به یاد بیاره . به عبارتی وقتی بخواد به تلخی ها فکر کنه به تمرکز و انرژی زیادی نیاز داره و شاید چون از دورن شاده و تمرکز بر غمها و ناراحتیها لازمه اش کشوندن روح و روان از وادی فرحبخش که ربایش و جاذبه ای قوی داره سخت صورت می گیره انرژی زیادی میخواد . لذا فرد زود از اون حال بیرون میاد و حاضر نیست چنین انرژی رو که با شادی درونیش هم منافات داره بپذیره ، اینه که شادی درونی مانع توجه و تمرکز به خاطرات تلخ و غم انگیزه . و خاطرات شاد و مسرت بخش هم چون متناسب با حال وی است زودتر یادآوری میشه . اثرات دیگه اون اینه که نارحتیهای زمان حال هم زود از پا درش نمیاره و لذا فرصت مدیریت آنرا پیدا می کنه و همچنین عصبانیتش زود فروکش می کنه ، رنجشش زود تبدیل به رضایت میشه و کلاً به سمت مثبت اندیشی و آرامش بیشتر گرایش پیدا می کنه .
اینها تعریف و تحلیلی است که من با بررسی احوال خودم به دست آوردم . یعنی کاملاً تجربه شده ، بنا براین ممکنه تعریف علمی نباشه .
امیدوارم همه ما از این پین راه خیلی ساده استفاده ببریم و همین ما را به راه های دیگه سوق بده و کلاً جوینده شادی درونی و پایدار باشیم و گرفتار شادیهای زود گذر و سطحی نشویم ( که ذکر عواقب ناگوار روحی و روانی و شخصیتی اون در این مجال نمی گنجد ).
![]()









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)