[align=justify]سلام بر دوستان عزیز خودم
باید از تک تک شما تشکر و قدردانی کنم . چون نکات خیلی مفیدی رو بهم متذکر شدید. من این نکات رو به کار بستم. و خیلی رضایت بخش بود. دوستانی پیشنهاد کردند موقعی که ازش ناراحتم فاصله بگیرم . خیلی مفید بود . قبل از این هر وقت از دستم بی دلیل ناراحت میشد و پرخاش میکرد مثل یک مادر بهش محبت میکردم میگفتم درکت میکنم میبوسیدمش ولی این بار سرسنگین شدم. محلش نذاشتم. قهر هم نبودما. به کارهای خودم رسیدگی کردم کتاب خوندم . و خودم رو غمگین نشون ندادم . معجزه کرد. دیشب اخر وقت که احساس کرد خیلی تنها شده (چون هیچ دوست و رفیقی نداره) اومد سراغم و سعی کرد با محبتش دلمو به دست بیاره. اول سکوت کردم بعد از دلسردیم گفتم از اینکه رفتارهاش باعث شده حتی به اخرین راه حل فکر کنم . خیلی ناراحت شد و به فکر فرو رفت . اجازه دادم فکر کنه . هیچ وقت در طول روز بهم زنگ نمیزدو همیشه من زنگ میزدم و می پرسیدم عزیزم شب رو خوب خوابیدی ؟ خوبی؟ . ولی امروز خودش زنگ زد و حالم رو پرسید.
به نظر شما رویه ایی که انتخاب کردم (البته به کمک شما دوستای خیلی خوبم) ایرادی نداره ؟[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)