سلام گیتانوش
معمولا صميمت و تداخل بسيار نزديك به هم هستند.
هر چه نزديكتر به هم بشويم، صميمي تر باشيم، بيشتر در دل يكديگر را دوست داريم و البته به همين اندازه هم احتمال تداخل يا دلخوري بيشتر مي شود.
شما ممكنه با دوستت طي 10 سال يكبار بگو مگو يا دعوا نكرده باشيد. چون صميمتتان آنقدر قوي نبوده و نزديك نبوديد.
اما ممكن است با برادر يا خواهرتان چندين مرتبه مشاجره داشتيد يا در زندگي هم دخالتهايي داشتيد.
يعني اينكه هر چيزي مزايا و معايب خودش را دارد. روش شما نزديكي ،صميمت و خودموني بودن را در خانواده همسرت بر مي انگيزد، آنها در دلشان براي شما احترام و ارزش قائلند و دوستدار شما، و در عمل هم مثل يكي از خودشون با شما رفتار مي كنند. اما براي عروس ديگر يا كس ديگري رسمي تر ممكن است عمل كنند.
مثال: فرض كنيد شما چند ميهمان داريد كه با آنها رودربايستي داريد، حالا هنگام پذيرايي كردن مي بييند تعداد ميوه ها كم هست. معمولا در اين شرايط قشنگتر و بهترها را جلوي ميهمانها مي گذاريد يا جلوي فرزندانتان؟
ميوه را جلوي ميهمان مي گذاريد در حاليكه فرزندانتان عزيز تر است، ولي كارها را به فرزندانتان حواله مي كنيد!!
اما در اينجا مشكل چيه؟
مشكل اينه كه شما ميزاني از صميميت را ممكنه تظاهر كنيد و فعاليتهايي را انجام بدهيد كه اينگونه نيستيد و تظاهر مي كنيد. اين مشكل زاست؟ اما اگر تمايل به كاري داريد ،انجام هم مي دهيد و از خود كار لذت مي بريد نه از نتيجه اي كه ممكن است داشته باشد.
مسائل ريزتر كه مربوط به شخصيت شماست و مهر طلبي و قدرت ابراز وجود نداشتن و ... را شامل مي شود شما بايد با مراجعه به روانشناس باليني و انجام تكاليف خاص رفتار درماني طي چند جلسه كار كنيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)