BABY عزیز حرف شما درسته من خودمم معتقدم هیچ کس رو نمیشه به طور کامل شناخت حتی پس از سالها در کنار هم بودن شاید منظورمو دقیق نگفتم منظورم این بود که یه شناخت اولیه خوب از هم داریم و واقعا و به جرات میگم خیلی خوب افکار و رفتار هم رو درک می کنیم . بارها برام پیش اومده که یه مشکلی داشتم و وقتی باهاش درد دل کردم به راحتی احساس منو فهمیده و چیزی که خودم متوجهش نبودم رو بهم گفته و برعکسش.
قبول دارم که شاید کمی در اینکه همدیگه رو خوب میشناسیم اغراق کنم اما بازم هرچی باشه از خواستگار سنتی خیلی بیشتر و بهتر میشناسمش و یه دلیلش هم اینه که اوایل قصد ازدواج و علاقه ای درکار نبود و چون نگاه دوستانه ای به هم داشتیم اکثرا برای برخی کارها و تصمیم ها یا حتی در زمان غم و اندوه به هم رجوع می کردیم و از همفکری هم استفاده می کردیم برای همین دلیلی بر دروغ گفتن یا پنهان کردن چیزی از هم نداشتیم اما خب اینم میدونم که همه چیزو کاملا در مورد هم نمی دونیم بجز اون چیزهایی که گفته شده. هرکسی ممکنه رازی در دلش داشته باشه که تا اخر عمرش حتی به همسرش نگه و گفتنش هم لزوم نداشته باشه این اشکالی نداره اما دروغ گفتن و کتمان حقیقت یه مقوله جداست . از این بابت مطمئنم که تا حالا بهم دروغ نگفته و هرچی گفته عین حقیقت بوده

از راهنمایی هاتون خیلی ممنونم دارم سعی می کنم منطقی به قضیه نگاه کنم و تصمیم بگیرمو از دوستم هم همین رو می خوام