سلام،
از نظر من،
زندگی مشترک یعنی یک تیم ورک، به عبارت دیگه کار گروهی،
برای موفقیت یک تیم عوامل زیادی لازم هست، و مهمترین اصل این هست که، هر فردی در هر زمینهای که میتونه برای پیشرفت و موفقیت این تیم تلاش کنه،
راستش، من شخصاً با این مرز بندیها موافق نیستم، چون روحیه تیمی رو از بین میبره،
بله این درست هست که در زندگی مشترک کارها به طور درستی اساین بشه و هر وظیفهای به فردی اختصاص داده بشه که درش مهارت بیشتری داره،
اما ، نباید مرز بندی کرد، باید همفکری و همیاری وجود داشته باشه به طوری که هیچ یک از طرفین زیر بار مسئولیتها خورد یا خسته نشن...
برای مثال، خانوادههای زیادی هستن که زن هم کار بیرون انجام میده و هم کار داخل خانه از وظایفش بر شمرده میشه، خوب نتیجه مشخص هست،
هر کسی ظرفیتی داره، این خانوم یک روزی خسته میشه، خورد میشه...در چنین موقعیتی کمک مرد به همسرش در کارهای منزل لازم هست و این دقیقا، همان تلاش در جهت رسیدن به همان هدف تیمی هست که آرامش این خانواده هست...
و البته عکسش هم وجود داره...
من در کلّ با این مرز بندیها موافق نیستم، زندگی مشترک و خانواده یعنی یک تیم، و یک هدف مشترک،
هدف مشترکی که آرامش این تیم هست و همه باید براش تلاش کنن،
به نظر من، وقتی که کار به این مرز بندیها رسید، جیب ما شد، جیب من، جیب تو، یا خانوادهای رسید به بحث سر وظیفه من و وظیفه تو،
دیر یا زود باید فاتحش رو خوند...چون در این تیم منافع فردی نقش پر رنگ تری رو از منافع گروهی و تیمی بازی خواهند کرد،
و این با اصل یک زندگی مشترک در تناقض هست...
وقت بخیر
کامران









علاقه مندی ها (Bookmarks)