به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 243

Threaded View

  1. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    حالمان بد نیست،غم کم میخوریم

    کم که نه،هر روز کم کم میخوریم
    ***
    آب میخواهم ،سرابم میدهند

    عشق میورزم،عذابم میدهند
    ***
    خود نمیدانم کجا رفتم به خواب

    از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
    ***
    خنجری بر قلب بیمارم زدند

    بی گناهی بودم و دارم زدند
    ***
    دشنه نامرد بر پشتم نشست

    از غم نامردمی پشتم شکست
    ***
    عشق، آخر تیشه زد بر ریشه ام

    تیشه زد بر ریشه اندیشه ام
    ***
    عشق اگر این است،مرتد میشوم

    خوب اگر این است،من بد میشوم
    ***
    بس کن ای دل،نابسامانی بس است

    کافرم ،دیگر مسلمانی بس است
    ***
    در میان خلق سردر گم شدم

    عاقبت آلوده مردم شدم
    ***
    بعد از این با بی کسی خو میکنم

    هر چه در دل داشتم ،رو میکنم
    ***
    نیستم از مردم خنجر بدست

    بت پرستم،بت پرستم،بت پرست
    ***
    بت پرستم،بت پرستی کار ماست

    چشم مستی تحفه بازار ماست
    ***
    درد میبارد چو لب تر میکنم

    طالعم شوم است ،باور میکنم
    ***
    من که با دریا تلاطم کرده ام

    راه دریا را چرا گم کرده ام؟
    ***
    قفل غم بر درب سلولم مزن

    من خودم خوش باورم،گولم مزن
    ***
    من نمیگویم که خاموشم مکن

    من نمیگویم فراموشم مکن
    ***
    من نمیگویم که با من یار باش

    من نمیگویم مرا غمخوار باش
    ***
    من نمیگویم دگر گفتن بس است

    گفتن ،اما هیچ نشنفتن بس است
    ***
    روزگارت باد شیرین،شاد باش

    دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
    ***
    آه،در شهر شما یاری نبود

    قصه هایم را خریداری نبود
    ***
    خسته ام از قصه های شومتان

    خسته از همدردی مسمومتان
    ***
    این همه خنجر،دل کس خون نشد

    این همه لیلی،کسی مجنون نشد
    ***
    آسمان خالی شد از فریادتان

    بیستون در حسرت فرهادتان
    ***
    کوه کندن گر نباشد پیشه ام

    بویی از فرهاد دارد تیشه ام
    ***
    گر نرفتم،هردو پایم خسته بود

    تیشه گر افتاد،دستم بسته بود
    ***
    هیچ کس دست مرا وا کرد؟نه

    هیچ کس عشق مرا ما کرد؟نه
    ***
    هیچ کس اندوه ما را دید؟نه

    هیچ کس از حال ما پرسید؟نه
    ***
    هیچ کس چشمی برایم تر نکرد

    هیچ کس یک روز با ما سر نکرد
    ***
    هیچ کس اشکی برای ما نریخت

    هر که با ما بود،از ما میگریخت
    ***
    چند روزیست حالم دیدنیست

    حال من از این و آن پرسیدنیست
    ***
    گاه بر روی زمین زل میزنم

    گاه بر حافظ تفعل میزنم
    ***
    حافظ دیوانه فالم را گرفت

    یک غزل آمد،حالم را گرفت
    ***

    "ما ز یاران چشم یاری داشتیم**** خود غلط بود آنچه میپنداشتیم"

  2. کاربر روبرو از پست مفید lvlahtab تشکرکرده است .

    lvlahtab (چهارشنبه 22 تیر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.