
نوشته اصلی توسط
بی دل
[size=small]یکسال تمام اون خانوم به شما اصرار کرده شما هی گفتی نه و ما به درد هم نمیخوریم! انتظار داشتی چیکار کنه؟
حالا هم که رفته داری زنجه موره میکنی که چی؟
نخواستیش!
همین برای یک دختر یعنی شکست!
بذار بره زندگیشو بکنه. پیشنهاد عروسی دادن در این روزهای آخر و... نامردیه! دلت میخواست تو معذورات قرارش بدی؟ اگه میگفت باشه بیا خواستگاریم باز چی بهش میگفتی؟
اون دختر همه اشک و آهش رو ریخت و آخرش هم بهت اولتیماتوم داد که پسره داره میاد خواستگاریش.
پس دیگه چه خورد شدنی؟!!!
رفتی مکه و مدینه بعد از اونجا زنگ زدی به یک دختر نامحرمی که قصد ازدواج باهاش رو هم نداشتی که چی؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)