سلام پریوش
ساختار فکری تو در اثر فشارهای زندگی ات به مشکل خورده و نمی توانم را راحتی به کار می بندی .تو به عنوان یک انسان قادری هر کاری را انجام بدهی .
و پذیرش هم کار سخت و در عین حال راحتی است و تو در حال ایجاد محیط پذیرش در خود هستی و بسیاری از این فشارها حاصل همین فضا است که متاسفانه تو به تنهایی در حال تجربه فضای آن هستی .این به هم ریختگی های درونی و احساسی و گاها جسمی هم طبیعی است .
کافی است که در پذیرش آن باشی و پذیرش ارزش لازمه ی زندگی ات قرار بگیرد و هر لحظه آن را زندگی کنی .
تو ابدا مجبور نیستی چیزی را تحمل کنی و اگر خود ت این کار را براساس اتوماتهای آموزشی ات انجام دادی دیگران نقش چندانی در این نوع تصمیم گیری تو ندارند .
قرار نیست اگر چیزی را پذیرفتیم آن را تحمل کنیم .
پذیرش یعنی هست هر آنچه که هست . اما از پذیرش تا انتخاب راه درازی وجود دارد
تو می توانی ابتدا پذیرا ی شرایط زندگی ات باشی و آن را رد کنی .
تو می توانی ابتدا پذیرا ی شرایط زندگی ات باشی و آن را قبول کنی .
تو می توانی ابتدا پذیرا ی شرایط زندگی ات باشی و آن را انتخاب کنی .
به همین راحتی . می بینی که فرصتهای بیشمار ی پیش روی توست و تو می توانی با به دست آوردن و بازی ارزش لازمه ی زندگی ات به این زندگی و این مرد و ...سروسامانی بدهی.
مشکل تو این است که نسبت به خودت مسئولانه برخورد نکرده ای و امروز این حس عدم مسئولیت نسبت به خود کودک آزرده ات را به یک بچه ی یاغی و سرکش تبدیل کرده است .
مشکل امروز ربطی به همسر تو ندارد مسئله توست . چرا که او از روز اول همین بوده .
پس سعی کن ذهنت را از تحمل کردن دور کنی و پذیرش را چاشنی زندگی ات کنی تا بعد تصیمیم بگیری که در مراحل بعدی چه باید بکنی .
این کاملا طبیعی است که امروز در اثر نارضایتی که در اثر تحمل به وجود آمده کودک آزرده تو احساس فشار و خفقان می کند و مثل یک فنری شده که مدتها در درون تو تحت فشار و سرکوب بوده و امروز این کودک می خواهد نفس بکشد و رها شود اما اگر به دل او رفتار کنی متاسفانه زندگی ات از دست می رود . پس سعی کن زمینه های درمان و درک او و ایجاد تغییر را در زندگی ات به مرور و آهسته انجام بدهی . تو کاملا در پیش نویس زندگی ات سر خورده ای . حواس خودت را جمع کن و سعی کن که از فضای کودک خود خارج شوی و کلید احساسات خودت را زیر انگشتان دستت نگاه داری و دانسته و آگاهانه عمل کنی .
مشکل تو در این است که نقش حمایتی که از جایگاه قبول مسئولیت زندگی با همسرت پیش گرفته بودی از جایگاه والد غیر سازنده مهربان بوده .
سعی کن اگر می خواهی حمایتی بکنی که به خوشنودی تو کمک می کند ( تو دیگران خشنود کن هستی ) از جایگاه سازنده باشد اما از شدت آن به مرور کم کن .
تو زیادی داری تند می روی و یکباره تمام راه ها و شبکه های حیاتی همسرت را قطع کرده ای . همسر تو وابستگی شدید دارد و او با این رفتار تو احساس خطر می کند و گمان می کند که همه چیز را از دست خواهد داد و برای او هم شرایط بحران روحی و سرخوردن در پیش نویس اتفاق می افتد و هیهات که هر دو شما در پیش نویس قرار بگیرید .
رفتارهای همسرت به این دلیل نیست که تعریف درستی از مسئولیت دارد یا ندارد . تو او را با حمایتهای غیر سازنده ات فلج کرده ای و چک کردن های او دلیل وابستگی اوست و میزان وابستگی هایش .
انکار را کنار بگذار با واقعیت زندگی ات همانگونه که هست روبه رو شو . تو در حال پذیرش شرایط زندگی ات هستی . سخت هست اما این عالی است که تو به این حد از خودشناسی رسیده ای . با مسائل زندگی ات روبه رو شو و برای آنها راه حل پیدا کن . افکار بد را از ذهن خودت دور کن . مثبت اندیش باش . راه پیروزی و ظفر همیشه هست . انسانها در شرایط سخت و دشوار بزرگ می شوند . نترس .
اگر می توانستید یک مدت از هم دور باشید به هر دو شما کمک می شد . نه دور بودن از سر قهر و دلخوری . باید یک مدت به همدیگر فرصت فکر کردن بدهید . با این شرایطی که ایجاد شده و در بحرانی که هر دو شما در آن به سر می برید اوضاع سخت تر می شود مگر اینکه کاملا بتوانی در فضای بالغ بدون احساس خودت را قرار بدهی .
من مطمئن هستم که تو موفق می شوی چرا که زمینه های رشد خوبی را در حال تجربه کردن هستی . پس ضمن اینکه به کودک خودت در فضایی خوب رسیدگی می کنی حواست به منافع زندگی ات باشد و فراموش نکن که تو و همسرت و دخترت یک خانواده هستید و درفضای خانواده تو باید به این شرایط برنده - برنده دست پیدا کنی .








علاقه مندی ها (Bookmarks)