RE: میشه کمکم کنید بهم بگین چجوری باهاش برخورد کنم
سلام ممنون ار همه
واسش نامه نوشتم وهمه خواستهامو نوشتم اونم فرداش جلوم خوندم خوابید چیزی نگفت اون چند روزم گذشت و نمیدونم روش اثر داشته یا .دیشب خونه مامانم بودیم و بعد افطار به دوستش زنگ زد و رفت بیرون (ساعت 9)بمن نگفت کجا میره فقط گفت میام تقریبا 1ساعت بعد بود که یه دفعه دنونم بدجور درد گرفت.اس ام دادم یچیزی واسه دندونم بگیر اونم اس ام داد باشه از اون ساعت تا10:30بود هرچی اس ام و زنگ زدم جواب نداد اس ام دادم الان که بهت احتیاج دارم نیستی اون موقعه زنگ زد که دارم میام دارو خونه بسته میرم تو شهر شبانه روزی گفتم باشه و قطع کردم اخرش اقا بعد دوبار دیگه که بهش تک زدم ساعت 11 تشریف اوردن از بس گریه کرده بودم چشمام باز نمیشد (دندون درد و بیمعرفت بودنش)خلاصه اومدیم خونه دیشب باهاش کم محلی کردم و اون بنظرم وقتی کم محلی میکنم اونم خودشو بیتفاوت نشون میده امروز وقتی یه سر اومد بهش گفتم کجا بودی دیشب خندید و گفت بیرون میچرخیدیم بهش گفتم چیزی کشیدی (بهش شک کردم )اخه میدونین وقتی کار اشتباهی میکنه پشت میکنه طرفمو میخوابه که من شک نکنم.بعد چندبار انکار گفت اره بهش گفتم از این به بعد درستت میکنم و باید تمام حقوقتو بهم بدی مثل اینکه هرچی من کوتاه میام بدتر میشی. اونم ناراحت شد بهم گفت خفه شو رفت .چیکار کنم روز به روز داغونتر میشم کمکم کنید چجوری ترکش بدم البته زیاد نمیکشه اونجور که من میدونم ولی من با این چیزا مخالفم میتونم کاری بکنم که دست برداره بمونم با این مسائل بجنگم یا برم .خونوادم اصلا مشکلاتمو نمیدونن وفقط میدونن که خیلی بلند پروازه .نمیخوام طلاق بگیرم واز طرفی اگه برم خونوادم میفهمن و دیگه نمیذارن برگردم (باوجود کارای شوهرم )من چیکار باید میکردم که نکردم نیاز به همفکریتون دارم
زمانیکه زن ومرد با شناخت تفاوتهای یکدیگر راه احترام متقابل را فراهم می اورند بی درنگ جوانه های عشق امکانی برای شکفتن پیدا می کند
علاقه مندی ها (Bookmarks)