دوست گرامی درود بر شما؛بیایید باهم فرازی از آنچه شما گفتید را دوباره باهم ببینیم:
*من سعی کردم که بهش بفهمونم که این کار از نظر شرعی مشکل داره ولی اون زیر بار حرفهام نمیرفت.هرچقدر تلاش کردم که بتونم به اون باور بروسنم که این کار درست نیست.*
*. . . قبلا سعی میکردم که اینها رو بهش تلقین کنم اما وقتی دیدم فایده نداره تصمیم گرفتم . . . .*
*. . .من دوستش دارم و نمیخوام تحت هیچ شرایطی از دستش بدم ولی با این شرایط نمیشه.*
خوب؛از شما خواهشی دارم،خودتان دوباره به این سخنان توجه کنید!!این باورهای شما و دیدگاهتان به رابطه،جنس مخالف و ازدواج دیدگاهی خود برتربین است.
شما به طور پیش فرضانه و ذاتی می اندیشید که دختری را که دوست می دارید،باید چون عروسکی باشد در دستان شما؛درست کپی خودتان و با اخلاقی مثل خواهر یا مادرتان؛خوب جان من!این امکان ندارد.شما نخست باید برخی ویژگیهای خود را تغییر دهید و به قول معروف:*من را نیم من کنید*.باید در ذات و درون خود و از ته دل این مطلب را دریابید و به آن ایمان آورید که دارید وارد یک رابطه دوسویه می شوید و یا یک زندگی مشترک؛و لاجرم باید نظر،خواست و سخن طرف خود را بشنوید و در جاهایی که منطقی است بپذیرید.شما دوست ارجمندم با این رویه در هر رابطه یا آشنایی حتماً شکست میخورید.
دوباره دقت کنید به حرفهای خودتان . . . من تنها افعال شما را مجدداً می آورم:
*مخالف+ام،بفهمونم،سعی کردم،دوست دارم،تصمیم گرفتم،خواستم و . . .*خوب اینکه نمی شود دوست گلم!!؟باید در گام اول انعطاف،تحمل و پذیرش خود را بالا ببرید.و توصیه اکید دارم که از خانواده ای مانند خانواده خود و یا نزدیک به آن از نظر فرهنگی و دیگر ابعاد همسر برگزینید.راستی رفتن پیش یک مشاور مجرب را فراموش ننمایید؛؛؛بدرود.