سلام عزيزم و خوش اومدي
منم فکر ميکنم مشکل شما مشکل نيست يه جور اختلاف سليقه،اختلاف فرهنگي يا يه جور تفاوته که تو هر آدمي زادي پيدا ميشه،عزيزم به نظرم شما با وجود هفت سال از زندگي مشترکتون خيلي بايد پخته تر رفتار کنيد(البته ببخشيد رک بهتون ميگم)يعني چي که قهر ميکنيد؟مگه آدم براي هر چي قهر ميکنه اين مسئله اي نبوده که شما قهر کرديد؟البته من طرف همسرتون رو نميگيرم و شما هم حق داريد ولي به نظرم شما با درايتي که ميتونيد به خرج بديد ميتونيد زندگيتون رو بهتر و بهتر بسازيد،عزيزم بهتره يه سر به مشکلات بقيه دوستان بزنيد چه دوستاني که چه مشکلاتي تو زندگيشون دارن و البته خود من يکيش که اگه بخونيد حاضرم قسم بخورم فکر ميکنيد خوشبخترين هستيد من هم همينطور با اينکه مشکلات بسياري تو زندگيم دارم ولي وقتي مشکلات بعضي از دوستان رو ميبينم خدا رو شکر ميکنم و تلاشم براي بهتر کردن زندگيم بيشتر و بيشتر ميشه طوريکه هر کار يا حرفي ميخوام بکنم يا بزنم که احتمال ميدم ناراحتي پيش بياد روش فکر ميکنم تا حرفي يا عملي به ذهنم بياد که هم به نفع خودم تموم بشه و هم ناراحتي پيش نياد البته سخته و ممکنه رضايت بخش نباشه ولي خوب کم کم
،
حيف نيست آدم با اين چيزها زندگيش رو به کام خودش و همسرش تلخ کنه؟البته عزيزم اين حرفام باز ميگم دليل بر اين نيست که شما مقصريد نه ولي به نظرم شما بجاي اينکه وقتي ناراحت شديد درصدد بر بيايد که حرصتون رو اينجوري خالي کنيد که شوهرتون رو هم ناراحت کنيد درست نيست،نبايد با اون لج ميکرديد و با دست زدن به وسايلش اين ناراحتي ايجاد شده رو کشش ميداديد،در مورد چيزهايي که راجع به خانوادش گفتيد درسته،فکر نکنيد فقط شوهر شما اينجوريه شايد بگم اکثر قريب به اتفاق شوهرهاي ما دوست نداشته باشن که زنشون باعث بشه رابطه شون با خانوادشون خراب بشه خصوصا اينکه اين امر مستقيم از طرف زن خواسته بشه که رودروي خانوادش قرار بگيره،سعي کن يه جوريي با ملايمت به صورت درد دل از همسرت غير مستقيم بخواي و اگه خودت هم جوابشون رو ميدي با حالت دعوا نباشه،سعي کن مثل زنهاي مقتدر که بجا رفتار ميکنن و حرف ميزنن با خانواده و همسرت برخورد کني تا انشاالله به مرور شوهرت هم ببينه که حق با تو بوده،مطمئنا از طرف تو در مورد به هم خوردن رابطه بين خودش و خانوادش احساس خطر ميکنه و اينجوري تو ذهنش جا افتاده که تو ممکنه باعث به خوردن اين رابطه بشي که نميخواد از تو حمايت کنه حالا ممکنه اين تو زندگي با تو توي ذهنش ايجاد کرده باشه و يا از قبل اين ذهنيت رو داشته در هر صورت سعي نکن نه اين ناراحتيهات رو فراموش کني و فقط خودخوري کني نه هم مستقيم با حالت قهر و ناراحتي بهش بگي يه جور که انگار داري باهاش درد دل ميکني و قصدت هم به هم زدن رابطه با خانوادش نيست يبلکه نياز به حمايتش داري تا بقيه به تو به عنوان همسر اين آقا توهين نکنن،چون توهين به تو توهين به اونه و برعکس،موفق باشي عزيزم و قدر زندگيت رو بدون
![]()










منم فکر ميکنم مشکل شما مشکل نيست يه جور اختلاف سليقه،اختلاف فرهنگي يا يه جور تفاوته که تو هر آدمي زادي پيدا ميشه،عزيزم به نظرم شما با وجود هفت سال از زندگي مشترکتون خيلي بايد پخته تر رفتار کنيد(البته ببخشيد رک بهتون ميگم)يعني چي که قهر ميکنيد؟مگه آدم براي هر چي قهر ميکنه اين مسئله اي نبوده که شما قهر کرديد؟البته من طرف همسرتون رو نميگيرم و شما هم حق داريد ولي به نظرم شما با درايتي که ميتونيد به خرج بديد ميتونيد زندگيتون رو بهتر و بهتر بسازيد،عزيزم بهتره يه سر به مشکلات بقيه دوستان بزنيد چه دوستاني که چه مشکلاتي تو زندگيشون دارن و البته خود من يکيش که اگه بخونيد حاضرم قسم بخورم فکر ميکنيد خوشبخترين هستيد من هم همينطور با اينکه مشکلات بسياري تو زندگيم دارم ولي وقتي مشکلات بعضي از دوستان رو ميبينم خدا رو شکر ميکنم و تلاشم براي بهتر کردن زندگيم بيشتر و بيشتر ميشه طوريکه هر کار يا حرفي ميخوام بکنم يا بزنم که احتمال ميدم ناراحتي پيش بياد روش فکر ميکنم تا حرفي يا عملي به ذهنم بياد که هم به نفع خودم تموم بشه و هم ناراحتي پيش نياد البته سخته و ممکنه رضايت بخش نباشه ولي خوب کم کم
،

علاقه مندی ها (Bookmarks)