سلامlmasyjoon
1 - دوستان جوابهای قشنگی دادند مخصوصا گرد آفرید عزیز.
2 - معمولا وقتی قیف را وراونه استفاده کنیم ، چنین مشکلی پیدا می شه. شاید اگر اول ازدواج می کردید بعد 6 سال اینطوری هم دیگر را دوست می داشتنید بهتر بود. اگر اینطور که آن پسر می گوید، پدرش همه کاره هست. باید از روز اول از پدرش در مورد شما استعلام می کرد و تکلیف را روشن می کرد. این سئوال و این مشکل اکنون شما نیست و مربوط به 6 سال قبل است. با این تفاوت که اگر در روز اول می دانستید که این پسر از خود استقلالی ندارد، شاید تجدید نظر می کردید و اکنون اینگونه برافروخته نبودید.
3 - معمولا مسائل بعد از ازدواج در امتداد مسائل قبل از ازدواج است. اگر پدر این فرد به قول شما مستبد است ، و نه پسرش از طریق منطق می تواند حلش کند و نه دیگران، پس باید بدانید که پس از ازدواج هم در مورد مسائل زندگیتون ، رئیس پدرشوهر هست. پس نیاز است که با او هم تفاهم داشته باشید و بتوانید کنار بیایید و گرنه ممکن است پس از ازدواج برای جدایی شما هم تصمیم بگیرد. ( اگر برای ازدواجتون بخواهد دخالت کند).
اما مهم اینست که پسری را که دوست داری لازم است مستقل باشد( استقلال به معنای جنگ با خانواده و فرار و ....، نیست) یعنی اینکه بتواند نظرات خود را در مورد زندگی شخصی با منطق اعمال کند. اگر چون مومی در دست پدرش و بدون ابراز نظر است ، او اکنون آمادگی ازدواج ندارد. و از طرفی اگر غیر قابل انعطاف مانند آهن و سنگ باشد باز هم برای ازدواج آمادگی ندارد. ( مثلا با دعوا و درگیر و ....، بخواهد مسئله را حل کند) بلکه باید ضمن بیان شرایط و دلایل خود ، مسئولیت ازدواج با شما را بپذیرد و اگر بابت این انتخاب امکاناتی را از دست می دهد ( مثلا کمک مالی پدر)، باید این هزینه را بپردازد.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد( اگر چه در مورد شما ممکن است صادق نباشد) و آن اینست که در بسیاری از اوقات پسری که با دختری اظهار دوستی کرده است، وقتی به ازدواج و تعهد قانونی می رسد، بهانه هایی فراهم می شود. و یکی از آن بهانه عدم موافقت خانواده است....)