به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: بدون حامی

  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: بدن حامی

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی

    اما در اينجا مشكل چيه؟
    مشكل اينه كه شما ميزاني از صميميت را ممكنه تظاهر كنيد و فعاليتهايي را انجام بدهيد كه اينگونه نيستيد و تظاهر مي كنيد. اين مشكل زاست؟ اما اگر تمايل به كاري داريد ،‌انجام هم مي دهيد و از خود كار لذت مي بريد نه از نتيجه اي كه ممكن است داشته باشد.

    مسائل ريزتر كه مربوط به شخصيت شماست و مهر طلبي و قدرت ابراز وجود نداشتن و ... را شامل مي شود شما بايد با مراجعه به روانشناس باليني و انجام تكاليف خاص رفتار درماني طي چند جلسه كار كنيد.
    به این بخش از سخنان مدیر محترم توجه کنیدکه جواب دقیق این پست شماست .

  2. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 19 تیر 93), فرشته مهربان (یکشنبه 17 مرداد 89)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 آذر 90 [ 00:32]
    تاریخ عضویت
    1389-5-09
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    2,028
    سطح
    27
    Points: 2,028, Level: 27
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 10 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدون حامی

    از همتون ممنونم که دارید با من هم فکری می کنید اما من به دلیل مسایلی که عنوان کردم و خیلی مسایل دیگه اصلا دوست ندارم فامیل شوهرمو ببینم دیگه ازشون بدم چطوری با هاشون روبرو بشم اومده از لحاظ روحی و اعتماد به نفس از زمانی که عضو این سایت شدم خیلی بهتر شدم همون طوری که مدیر محترم همدردی و فرشته مهربون عزیزم گفتن الان دیگه خیلی از کارهارو دوست ندارم انجام بدم و دیگه بهشون اعتقادی ندارم نمونش این که دیگه نمی خوام فداکاری احمقانه بکنم لطفا به من بگید از چه راهی وارد بشم و چی کنم تا شوهرم هم متوجه این مسایل کنم که ازم دفاع کنه که که بین حق و وظیفم تفاوت قایل بشه

  4. کاربر روبرو از پست مفید گیتانوش تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 19 تیر 93)

  5. #13
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: بدون حامی



    اگر تو با بیشتر از دو الی سه نفر در محیط زندگی مشکل داشته باشی باید یک فکری برای خودت بکنی و از یک دکتر روانشناس بالینی کمک بگیری . چرا که تعداد افراد خانواده ی همسرت بیش از این تعداد است .

    مشکل داشتن افراد با دو سه نفر عادی است اما تعداد بیشتر نه .

    این حالت تو ، یک زنگ خطر و اخطار است . این نمی شود که همه ی اعضا خانواده همسرت بد باشند و دوست داشتنی نباشند .

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 آذر 90 [ 00:32]
    تاریخ عضویت
    1389-5-09
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    2,028
    سطح
    27
    Points: 2,028, Level: 27
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 10 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدون حامی

    سلام
    این چند روز سعی کردم کمی به اعصابم مسلط تر باشم کتاب زنان شیفته رو خریدم و مشغول خوندن اون هستم تا حدودی ناراحتی هایی که با خانواده همسرم داشتم رو با شوهرم در میون گذاشتم و متاسفانه شوهرم هم با مادرش صحبت کرده و کمی از رفتار اونها انتقاد کرده و این باعث شد اوضاع بدتر بشه و از من کینه به دل بگیرن شب قبل که من اونها رو برای شام دعوت کردم هیچ کدوم دست به سیاه و سفید نزدن و خواهرشوهرام وجاریم کلا به غیر از سلام و خداحافظ چیزی با من نگفتن و هر از چند گاهی بکی از خواهر شوهرام نگاه معنی داری به جاریم می انداخت که احساس می کردم با هم هماهنگی کردنو باز باعث شد نه به اندازه همیشه و تا حدودی اعصابم به هم بریزه

  7. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: بدون حامی

    گیتانوش عزیز
    این طبیعیه که وقتی مستقیم به اونها گفته بشه اونها هم جبهه بگیرن. در تغییر رفتار مداومت و آرام حرکت کردن رو باید سرلوحه قرار داد یعنی نباید سریعا تغییر رویه داد و تابلو بازی در اورد.

    وقتی آرام آرام تغییر رویه میدهی اونها هم به مرور این می فهمن و این تغییر رو هضم میکنن. اما اگه سریع باشه معمولا با سوء تفاهم و جبهه گیری توام میشه و نتیجه مورد نظر رو بدنبال نداره.

    اما بهر صورت میشه روابط رو از نو ساخت. یه کم دوری و بعد روابطی سنجیده ، نه افراط و نه تفریط در خودمونی شدن، آسیب کمتری بدنبال خواهد داشت.

  8. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 18 مرداد 89), khaleghezey (پنجشنبه 19 تیر 93)

  9. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 شهریور 90 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1386-11-19
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    6,188
    سطح
    51
    Points: 6,188, Level: 51
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 20 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدون حامی

    عزیزم من بالاخره بعد از چند سال به این نتیجه رسیدم لطف زیاد موجب وظیفه میشه این تنها درباره خانواده شوهر نیست در مورد خانواده خودتم همینجورییه از وقتی که یادمه همیشه برای این و اون دلسوزوندم و سعی کردم که همه نظرشون نسبت بهم مثبت باشه ولی الان تنها چیزی که نصیبم شده توقع بیش از حد اطرافیان بدون در نظر گرفتن شرایط و مشکلات زندگیمه و تنها راه درست کردنش کم کردن ارتباط و رسمی برخورد کردن اما نه با حالت قیافه بلکه با مهربونی

  10. کاربر روبرو از پست مفید مارال تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 19 تیر 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.