دوستان سلام.
بدبخت شدم
چنن روز پیش مادرم با مادر حوا خانم صحبت کرد,اونم گفت که پدر حوا خانم با ازدواج فامیلی مخالفه!!!
چی فکر میکردم چی شد.مارو باش,میگفتیم این دایی ما اگه یه پسر رو تو دنیا قبول داشته باشه اونم منم
البته این مخالفت به خاطر یه تجربه طلاق تو فامیله.نمیدونم چرا منو با اونا مقایسه میکنن.اون یه مورد خیلی خاص بود,دختره 10 سال از پسره بزرگتر بود و دوتاهم بچه داشت و.....
آخه کجای من شبیه به اونا بود.
حالا مادر حوا خانم قرار شده با پدرش صحبت کنه و جواب بده.نمیدونم نتیجه چی میشه,دایی من کسی نیست که به این سادگی از حرفش برگرده
من فقط توکلم به خداست,البته با یه نه گفتنم بیخیال نمیشم,البته نظر خود حوا خانم مثبته و با من مشکلی نداره,همینه که آرومم میکنه.










علاقه مندی ها (Bookmarks)