[align=justify]سلام دوست عزیز

با اطلاعات محدودی که شما دادید، و اینکه ما شناخت درستی از شخصیت شما و آقایی که درموردش صحبت می کنید، نداریم، نمی شه نظر قاطعی داد.

لطفا یک مقدار بیشتر از شخصیت و منش ایشون بگید.

و اینکه چند سالشونه، و 5 سال پیش در چه شرایطی بودند، سربازی رفته بودند؟ تحصیلاتشون تموم شده بود؟ شاغل بودند؟ کلا شرایط ازدواج رو داشتند و اقدام نکردند؟

چه ویژگی هایی از ایشون بیشتر توجهتون رو جلب کرده و باعث علاقه تون شده؟

و در مورد خودتون توضیح بدید که این مدت تا چه حد ذهنتون درگیر ایشون بوده؟ تا چه حد فعالیت ها و روحیاتتون تحت تاثیر فکر کردن به این شخص واقع شده؟

موارد دیگری تو زندگیتون بوده که بخاطر ایشون رد کنید؟

در سایر روابطتون بیشتر احساسات حاکم هستش یا منطق؟

و در کنترل روابطتون با سایر اشخاص، مثل همکار و همکلاس و ... تا چه حد موفق هستید؟ تا چه حد می تونید احساساتتون رو از دید دیگران مخفی کنید؟

رابطه تون با خونواده چطوره؟

در وضعیت روحی و اجتماعی مطلوبی به سر می برید یا برعکس؟

در کل فکر می کنم با روشن تر کردن مسئله، دوستان دقیق تر بتونن راهنماییتون کنند.


و در نهایت با توجه به تشخیص آقای مدیر:

نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
یک نکته مهم: مشکل ، تردید امروز شما نیست، بلکه عدم کنترل احساس سالهای قبل شماست که هنوز فراموش نکرده ای و رویاپردازی هایت ادامه داشته هست.
پیشنهاد می کنم فعلا مسئله قبول شغل رو به حالت تعلیق دربیارید و جواب قطعی ندید. و با نگاه دقیق تری به ارزیابی خودتون و واکنش هاتون بپردازید.

سعی کنید به روانشناس مراجعه کنید. چون همونطور که جناب سنگتراشان اشاره فرمودند، مسئله کنترل احساسات در اولیت هستش، حالا چه این رابطه شکل بگیره، چه وارد رابطه دیگری بشید.

موفق باشید.

[/align]