چند تا نكته :
شما گفتيد كه ايشان كليد خانه اشان را دارد . خب اين چه اشكالي داره كه شمارو ناراحت كنه مگه چيه منم دارم همه كليد خانه پدريشون و دارن اينجا دارين حساسيت نشون مي ديد
گفتيد وقتي به خانه خودشان مي رود به خانه ما نمي رود خب اين طبيعي اخه ادم مگه چقدر حرف با مادر شوهر و بقيه داره كه هر روز بره اونجا ولي توي خونه خودشون خيلي راحتتره چرا نمي خواي قبول كني خانومها معذب تر از اقايون هستند هر چقدر هم كه با خانواده شما راحت باشه باز راحت نيست مثلا مي تونه راحت بگرده يا بخوره يا بخوابه و جلوشون دراز بكشه و يا خيلي راحت حرف بزنه همش بايد مراعات كنه خب سخته ديگه به خاطر همين دوست نداره تنهايي بره و فكر مي كنم كه بيشتر خانومها اينجوري باشند
اينكه شما او را با ماشين مي بريد بيرون يعني چي ؟ مگه نه اينكه دوتايي باهم دوست داريد بريد بيرون پس چرا منت مي زاري و مي گي كه با ماشين مي بردمش بيرون . بعدشم خب خانومها حاضر شدنشون يك كم طول مي كشه به خاطر همين به شما مي گه يك ساعت ديگه كه ديگه حاضر باشن درسته كه ايشون بعضي از رفتارهاش درست نيست كه اينجا هم قيد كرديد ولي شما هم خيلي حساس هستيد و بايد از اين حساسيت كم كنيد وگرنه فقط خودتان را اذيت مي كنيد








علاقه مندی ها (Bookmarks)