سلام نازنــیـــــــــن محترم
ببينيد توي صحبتها گفتي كه از سر لجبازي با اولي رابطه ات رو با دومي شروع كردي خوب اين خودش غلطه!چون شما 1- كاملا از رابطه اولت خارج نشدي 2 - اين دوستي چندين ساله بدون هيچ پايه و اساسي بود و اصلا نفس اين كار غلط بود نتيجه اش شده همين روحيه خسته اي كه الان داري(حالا فكر كنم متوجه شده باشي كه دوستيهاي قبل از ازدواج چقدر غلطن)
متاسفانه تو هر دو تا رابطه ام طرفم با پیشنهاد ازدواج جلو امد نه دوستی ..... الان دیگه هیچ رابطه ای را قبول ندارم ...
دوست من نگران نباش،خودتو اذيت نكن هيچ كس اينجا نمي تونه ادعا كنه كه اشتباه نكرده ،همه اشتباه كرديم.يه بزرگي ميگه اگر انسان اشتباه نكنه به هيچ جايي نمي رسه.
البته اشتباه داریم تا اشتباهات من ......
راستي اصراري ندارم از رابطه اولت بگي اگر ميدوني ناراحتت ميكنه اما اينجا كه هويتها پنهانه پس چرا نگراني دوست من؟
اگه می تونستم حتما می گفتم ... چون واقعا نیاز دارم راجب اون رابطه ام با یکی حرف بزنم اما تو اینجا به خاطر دوستام نمی تونم چون یکی از دوستام هم اینجا می اد و اون تنها هویتم را می دونه البته بهترین دوستم ... اما دوست ندارم اون موضوع را بدونه یعنی دلیلمونو که جدا شدیم ... چون ایشونم می شناستشون .... 
ضمنا قرار نيست حتما خانواده بفهمن كه داري ميري پيش مشاور!خود مشاورها و روانشناسا هم گاهي به مشورت نياز دارن .اصلا بگو بفهمن!چه اشكال داره،اصلا برات مهم نباشه كه قضاوت مي كنند يا نمي كنند.اون كاريو كه درسته انجام بده.شايد هم اين فكر اونا به تو منتقل شده كه مستقلا و بدون نياز به مشاور مي توني تصميم درستي بگيري.اين افكارو بگذار كنار
موفق باشي
علاقه مندی ها (Bookmarks)