با سلام
من با توجه به مشکلاتم ومشاوره دوستان عزیز عمل کردم خدا رو شکر حال عمومی همسرم با توجه ویژه ای که به اون کردم خیلی بهتر شده .اما هر چه کردم نمی تونم اون موردمو (همسر صیغه ای) رو فراموش کنم با هاش صحبت کردم اون از من منطقی تر وحتی منو نصیحت می کنه که بخاطر اون زندگیمو خراب نکنم اما خیلی به من وابسته ونیازمنداست .شاید باور نکنید اما اگر این محبت وعشق بین ما بخاطر مسائل جنسی بود تا حالا باید تموم شده بود اما ما قلبا همدیگرو دوست داریم جوری که حتی حاضر نیستیم به زندگی هم خللی وارد کنیم . الان مدت یک هفته است که دچار حالت افسردگی شدید وتردید شدم جدا شدن از اون وبهش فکر نکردن بنظرم محاله ضمنا از طرفی می ترسم این رابطه بیشتر از اینکه منو متضرر کنه به اینده وفرصت های اون ضربه وارد کنه چندین بار تصمیم گرفتیم که تمومش کنیم اما باور کنید که نشد خیلی درمانده شدم فکر کنم دارم تنبیه می شم.لطفا منو راهنمایی کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)