سلام دوستان عزیز
بسیار خوشحالم که با آشنائی با این سایت پرمحتوا از یک دنیای مجازی برای زیبا کردن دنیای واقعامان بهره میبریم.و تبریک به دوست گرامی آقای سنگ تراشان بخاطر حسن انتخاب موضوع.
شاید اگه سرنوشت خودمو براتون بگم همه به اتفاق برام دل بسوزانید و فکر کنید بقول مدیر سایت راه را به خطا اینجا اومدم.من و خوشبختی؟نکنه دارم تظاهر میکنم؟
من آدم خودساخته ای هستم که از صفر از یک روستا آغاز کردم و به همه چیز اعم از تحصیلات ،پول|ماشین ، خونه و موقعیت شغلی و اجتماعی خوب رسیدم، از مسیری بسلامت گذشتم که مطمئنا"بسیاری یارای تاب ادامه اش را نداشتند اما من به هدف کوتاه مدت خود رسیدم اما تنها یک اشتباه،شاید یک هوس مرا از هدف متعالی که داشتم دور کرد.
من در انتخاب همسر اشتباه کردم او دختر بدی نبود اما ما مال هم نبودیم و بالاخره اولین فرود در زندگی و جدایی...اما عزیزان همه این مشکلات اصلا" منو قانع نمیکنه که احساس خوشبختی نکنم چون :
هنوز شانس زندگی دارم،هنوز احساس شکست نکردم بلکه جسارتی بود برای زندگی بهتر ،هنوز خیلیها منو دوست دارن،هنوز دست از تلاش نکشیدم،هنوز میخوام ادامه تحصیل بدم،هنوز ذره ای از اعتقادم به خدا کم نشده،هنوز میتونم عاشق بشم و بکسی خالصانه عشق بورزم ، هنوز با کلی آدمای خوشبخت در ارتباطم،هنوز خیلی ها هستند که از ندیدنم دلتنگ بشن ،هنوز براحتی از ناراحتی دیگران اشک میریزم و واسه موفقیت دیگران دعا کنم،هنوز صبحها بامید روز بهتر از خونه بیرون میام ،هنوز میتونم کسانی را خوشبخت کنم.
پس خوشبختماینهمه بهونه برا احساس خوشبختی کمه؟![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)