سلام مامان امیر رضا
مطالبی را که نوشته ای خواندم و با دقت و چندین بار .
حال چند نکته به ذهنم می رسد که برات می گم
دختر خوب اینجوری که شما وصف می کنید این رابطه مشکل پیدا کرده و از ابتدا مشکل نداشته و دلائلی برا ی هر مشکلی وجود دارد . و هیچ زمان هیچ رابطه ای به مشکل نمی خورد مگر اینکه دو طرف ماجرا در ایجاد مشکل سهم داشته باشند . حال یکی بیشتر و دیگری کمتر . اما به هر حال هر دو سهمی دارند.
به اینکه شوهر شما کیست و چیست و چکار می کند کاری نداریم .
شما از خودت برایمان بگو یعنی منظورم این است که سر دوربین را به جای اینکه روی شوهر ت و خانواده اش بگیری به سمت خودت بگیر .
از موفقیتهای خودت تا حدی تعریف کرد ی که جا دارد یک صد آفرین به شما بگویم به جهت تلاشی که جهت پویایی خودت در جهت علم و دانش و کسب موقعیت شغلی و مالی کردی .
اما از نیمه ی تاریک و ناموفق خودت بگو . از آنجا هایی که فکر می کنی ناموفق هستی و نباید روی آنها متمرکز باشی اما هستی
مثلا : ( فقط مطالب پست 3 که اگر می خواستم به همه ی پستهای شما بپردازم مطالب بیشتری می توانستم استخراج کنم )
چرا شما که یک زن باتجربه بودید به این آقا تا این اندازه اعتماد کردید؟ آن طی کی زمان شناختی 9 ساله . چرا از این 9 سال برای شناخت دقیق این آقا بهره نبردید ؟نوشته اصلی توسط مامان اميررضا
فکر نمی کنید که در دنیای خیال و رویا - زندگی را برای خودت به تصویر کشیدی که با واقعیت یک زندگی در جریان متفاوت است و حال که از فضای خیال خوشبختی خارج شدی و با زندگی واقعی روبه روشدی این احساسات را تجربه می کنی؟
بگو وضعیت زندگی خواهر و برادرش چگونه است که این آقا نیاز است که خواهر و برادرش را حمایت بکند و اگر حمایت می کند شما چرا از این حمایت ناراحت می شوی ؟نوشته اصلی توسط مامان اميررضا
چه مشکلی در این مراسم و مناسک و سوغاتی ها می بینی که شما را به این دقت وتوجه می کشاند که بنشینی و به آن توجه کنی و برای خودت مشغله ذهنی درست کنی ؟نوشته اصلی توسط مامان اميررضا
فکر می کنی اگر پای حرفهای همسرت بنشینیم و بخواهیم از ایشان در مورد شما سئوال کنیم ایشان شما و احساسات و افکار و اعمالتان را چگونه تعریف می کند ؟!و درصد رضایتمندی ایشان از شما چقدر است ؟!








علاقه مندی ها (Bookmarks)