برادر عزيز چرا انقدر منفي بافي مي كني؟ گير نمي ياد و سكته مي كنم و اين حرفها كه انسان سالم رو هم از پا در مياره!!!
اولا كاملا به خودت مسلط باش. همسر شما قراره در سختي ها و مشكلات كنار شما باشه نه در مقابل شما. اينو مستقيما بهش بگو كه من روي پشتوانه و دلگرمي تو حساب مي كنم. مطمئن باش اگر همونوري كه ازش تعريف مي كني باشه پشتت رو خالي نمي كنه.
ثانيا، يه نگاهي به جملاتت بنداز! خودت گفتي مي خواستي كه بيرون بياي و كار آزاد شروع كني پس چرا تعجب مي كني كه اين اتفاق افتاده؟ اصلا شايد براي شروع زندگي جديدت خيرت در اين بوده. برو به خانمت بگو خودم خواستم بيام بيرون. تصور اينكه بخوام با ماهي 350 تومن تورو خوشبخت كنم نداشتم. مگه پولي كه از شغل آزاد در مياد حرامه؟ اينهمه آدم دارن از شغل آزاد نون زن و بچه اشونو مي دن همش حرامه؟ فكر كنم ديگه وقتش شده شما در مقابل موانع زندگي استقامت و مرد بودن خودت رو نشون بدي. اصلا نترس مثبت فكر كن و ديگه هم قرص نخور. هرچي برات پيش مياد به نفعته شك نكن.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)