مامفرد عزيز ونازنين
ضمن خوش امدگويي بايد بگم خيلي خوشحالم از اين كه دوباره به تالار بازگشته ايد .
بايد بگم من هم با شما موافقم .
دوست خوبم
مي مي عزيز و دوست داشتني
در زير يه چند تا نقل قول از مدير محترم همدردي ميارم .
.شما هم اکنون فشار روانی زیادی از زندگی حس می کنید. درد تنهایی، فشارهای گذشته، فشارهای فعلی و نگرانی از آینده، همچنین فشار کار و ...، همه اینها شما را مستعد افسردگی کرده است. همچنین سابقه زندگی خانوادگی که شما داشته اید هم زمینه را برای هل دادن شما به فشارهای فعلی فراهم کرده است. واقعا باید موقعیت سختی باشد. مخصوصا اگر انسان اشتباها تصور کند که گیر افتاده است و چاره ای ندارد.
دوم:
به نظر می رسد روحیه حساسی هم داشته و دارید که موجب شده است که زیاد آسیب ببینید و هم فعلا احساس فشار زیادی بکنید. مشکل افسردگی شما به خاطر زودرنج بودن و حساسیت بیش از حد شما به مشکلات هست. این بدین معنا نیست که همسر شما و زندگیتون مشکلی ندارد، بلکه به این معنا هست که شما این مشکلات را بیشتر حس می کنید و بیشتر آسیب می بینید.
سوم:
اکنون بزرگترین مشکل شما همسرتون، شغلش و .... اینها نیست!! مهمترین مشکلتون می دانید چیست؟!!
مهمترین مشکل شما ترس هست. وقتی آدم زیاد بترسد زیاد باج می دهد، قدرت تصمیم گیری را از دست می دهد. جسارت خود را از دست می دهد، منفعل میشود، همیشه منتظر هست که کس دیگری کاری کند و موقعیت را عوض کند. خودش فقط تحمل می کند، می سوزد، و ....
تصمیم گیری، مسئولیت پذیری و تغییر نیاز به شجاعت دارد. نیاز دارد که ما پیامد تصمیمات خود را تحمل کنیم. و نترسیم.
شما مستاصل و بیچاره نیستید، شما مجبور نیستید. بلکه شما فقط و فقط ترسیده اید. ترسها موجب شده است که دست به انتخاب نزنید. چون انتخاب های شما ممکن است موجبات طغیان همسرتان را فراهم کند.
يه چند تا نقل قول هم از آني عزيز ميارم .
تو وقتی خودت را دوست داشته باشی و راه های کسب نوازش خودت را یاد بگیری تا حد زیادی بی نیاز از دیگران می شوی و حاضر نخواهی بود برای دریافت محبت و نوازش و تائید متوصل به دیگرانی بشوی که مثلا به جای " جانم و قربانت بروم " توی سر تو می کوبند و یا فحش می دهند .
فحش دادن و کتک کاری کردن هم نوعی دریافت نوازش است . اما از نوع منفی آن .
چه بهتر که در اطراف ما انسانهای باشعور و فهیمی وجود داشته باشند که این مسائل را درک کنند ولی اگر چنین موجوداتی در اطراف ما وجود نداشتند که صاحب درک و شعور و مهارت لازم باشند . چه باید کرد ؟! وابسته به نوازش منفی باشیم ؟!!!!!
کافی است تو تعریف درستی از پریوش و خواستها و اهداف کوتاه مدت و دراز مدت پریوش داشته باشی و اساسا پریوش وشعور پریوش را باور داشته باشی و به او و توانایی های او افتخار کنی و بدانی برای بقا زندگی هزاران راه نرفته وجود دارد .
باید ببینی به این روش تا چند سال می توانی به زندگی کردن ادامه بدهی . باید پله ی بعدی این برخوردها و رفتار و اعمال و احساسات خودت و اطرافیانت را ببینی . باید به این نتیجه برسی که تو قادر به تغییر دیگران نیستی و...........هزاران مورد دیگر .
تو باید یاد بگیری که برای صلح کردن و سازش کردن منطق داشته باشی و برای جنگ کردن هم منطق داشته باشی . صلح به معنای سازش و پذیرش و کارت آفرین نیست و جنگ کردن هم به معنای اتفاق و فاجعه غیر قابل جبران نیست .
به هزاران راه نرفته فکرکن که تو توانایی انتخاب و انجام آن را داری .











علاقه مندی ها (Bookmarks)