آیا بقیه دوستان هم موافق هستن با نظر آقای فرهنگ 27 ؟نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
تشکرشده 286 در 114 پست
آیا بقیه دوستان هم موافق هستن با نظر آقای فرهنگ 27 ؟نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
تشکرشده 2,459 در 516 پست
نظر من اینه که باید از طریق خانواده بیشتر پیگیر باشی. ولی اگه خیلی تند بگی که :
من می دونم شما منتظر موارد بهتری هستید.اگر اینطوره یه جواب نه بهم بدید.
خب معلومه میگه نه. چون داری بهش توهین می کنی، در حالی که او شاید داره با شماور حرف میزنه یا داره در مورد ازدواج تحقیق می کنه.
من نمیگم که شما را تو آب نمک نخوابوندن. اما میگم اگه این طوری نباشه و شما این جوری بهش بگی، حتما بهش بر می خوره.
tesoke (یکشنبه 25 مهر 89)
تشکرشده 286 در 114 پست
با تشکر از همه دوستان ، با مادرم صحبت کردم تا در 10 - 15 روز آینده اقدام کنن .نوشته اصلی توسط tesoke
تو تالار گشت می زدم که دیدم یکی از اعضا هم تقریبا هم شرایط خودمه . واقعا امان از دست این مادران دخترا . چرا اینقدر سخت گیری و نا انصافی می کنن ؟
باز یه سوالی که داشتم ، اینه که من ایده آل مطلقم اینه که : کسی که عاشقشم و دوستش دارم خودش منو با تمام وجود و از صمیم قلب انتخاب کنه ( دقیقا مثل خودم ) ، نه اینکه با هزاران مقایسه با سایر خواستگاران بالقوه آینده و ....... اینجوری انتخاب کردن ، حال آدمو به هم می زنه .
نظرتون در این مورد چیه ؟ موافقین باهام ؟
البته همو نطوری که گفتم ، از طرف خودش مشکلی احساس نمی کنم ، ولی مادرش مثل اینکه بش از حد گیر داده به موضوع .
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
سلام:
اقای لارج خوشحالم که دارید سعی می کنید تصمیم منطقی بگیرید و از طریق مادر محترمتون اقدام می کنید و ان شا الله که نتیجه موضوع رو برای ما هم بیان کنید ...
در رابطه با سوال اخر که فرمودید...
ببینید خواه نا خواه مقایسه اتفاق می افته و این کاملا بستگی به نظر خانم داره و دیدگاهش به عشق و زندگی..
ببینید مثلا من خودم در میان همه خواستگارام با اینکه انواع متخصص قلب و اطفال و پوست و ..بودند و تا قبلش نه خودم نه خانوادم حتی نمی گذاشتند پزشک عمومی ببینم چه برسه به ازدواج ولی من خودم شخصا خیلی برام مهم نبود تو چه درجه هستند ولی پدر و مادرم و به خصوص خواهرم براشون مهم بود..حتی برخی از اینها متولد خارج ایران ..بسیار پولدار و پسرهای خوب و خانواده داری بودند ولی من اصلا نمی تونستم دوستشون داشته باشم و یادمه یکی از اونها که دیگه پدرشون 100 درصد دیدند علی رغم نکات مثبت پسرش من اصلا علاقه ای بهش ندارم پسرشون راضی کردند ..با اینکه خانواده من با اون موافق بودند..( اینا قبل ا»دن همسر کنونی منه ها!!)ولی من اصلا چون دوسش نداشتم نمی پذیرفتم..
ولی همسر الانم نه تنها پولدار به اون معنا که اون خواستگارام بودند نیست ...با اینکه عمومی هستش ولی من یک تار موشو با هزاران متخصص عوض نمی کنم نه تنها خودم حتی خانواده ام...چون قابلیت هایی داره که اگه همسر خوب داشته باشه تا عرش میره ..ببینید یک دختر خانم فهمیده بیشتر شرایط رو می سنجه با خودش و علایقش و اهل چشم و هم چشمی یا مقایسه نیست ..یا من که نبودم ولی متاسفانه خانواده ها گاهی دچار این خطا می شوند همون طور که من خواهر بزرگم مدام سر اون خواستگار اصرار می کرد دعوت شامشو قبول کن شاید فلان ..شاید بهمان ..من اصلا حاضر نشدم ....این کاملا اول به دیدگاه و فرهنگ دختر ارتباط داره و ثانیا میزان همدلی خانواده دختر..ولی شک نکن اون مادر زن محترم هم خواهان خوشبختی دخترشه و اگر بدونه دخترش با شما خوشبخت میشه مطمئن باش سنگ که نمی اندازه هیچ حمایت هم می کنه..
توکل کن به خدا...
افکار منفی دور کن....
مثبت فکر کن..
اعتماد به نفس داشته باش..
خودتو دست کم نگیر....
سرتو بگیر بالا و
بسم الله......
موفق باشی..........![]()
سارا بانو (شنبه 01 آبان 89)
تشکرشده 116 در 48 پست
باسلام از نظر من هم سن دختر مورد علاقتون برای ازدواج کاملا مناسبه . اگه اونها جواب قطعی به شما نمیدن ،به احتمال قوی منتظر یه خواستگار بهتری هستن .اگر واقعا به این دختر علاقه دارین باید بصورت رسمی به همراه خانواده ،به خواستگاری اون دختر خانم بروید. وبهشون این اطمینان رو بدین که میتونید ،دخترشون رو خوشبخت کنید. انشاالله موفق باشید.:![]()
**leili** (شنبه 01 آبان 89)
تشکرشده 286 در 114 پست
چشم،چشم،چشم: بخدا توکل میکنمنوشته اصلی توسط سارا بانو
افکار منفی رو دور می کنم
مثبت مثبت مثبت فکر میکنم
اعتماد به نفسم رو ارتقاء میدم
خودمو هم دست کم نمی گیرم ( ولی مغرور هم نمی شم . )
سرم رو هم بالا می گیرم و .......
با تو کل مطلق بخدا ، انشا الله به خواستم( عشق مطلقم ) هم می رسم ( اگه خدا صلاح بدونه ) .
راستی یادم افتاد : دیشب تو رختخواب به این فکر میکردم که من بنده که اینقدر از صمیم قلب به آفریدش( آفریده خدا ) عاشق شدم ، پس ببین خود خدا چه عظمت و جلالتی داره که در تصور و شعور و قوه ادراک بندش ،نمی گنجه و محو تفکر در این موضوع بودمکه یهو دیدم نا خود آگاه اشک از چشام مثل سیل سرازیر می شه .
واقعا اینو با تمام وجودم درک کردم که عشق پاک و خدایی ، آدمو به مظهر مطلقها ( الله ) رهنمون می شه .
شما هم قول بدین تو این مسیر ، دوستتون رو تنها نذارین .
larg.62 (شنبه 01 آبان 89)
تشکرشده 286 در 114 پست
سلام علیکم و رحمت الله
مژده، مژده ، مژده
دوستان خلاصه پدرم با پدر و مادر شیوا خانم طنازم صحبت کرد و جواب تلویحی ( نه صریح )مثبت رو ازشون گرفت و من الان خودم رو تو آسمونها می بینم .
ولی قرار شده حدود 2 ماه دیگه پیگیر باشیم تا انشا الله اجازه خواستگاری داده بشه و به حضور انورشون بتونیم شرف یاب بشیم .!!!!!!
آیا بنظرتون بیش از حد خوشبین شدم ؟ یا واقعا باید دیگه دلم از بی قراری آروم بگیره واز دل شوره در بیام.....
larg.62 (یکشنبه 02 آبان 89)
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
بیا پاییییییییییییییییییییییی ییییییییییییین
/\
/\
/\
/\
/\
/\
/\
/\
الآن که وقت پریدن نیست،فردا یه چیزی بگن با کله سقوط کنی.هر موقه همه چیز اوکی شد با هم بپرید.
فرهنگ 27 (یکشنبه 02 آبان 89)
تشکرشده 286 در 114 پست
نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
OK چشم عزیزم . حتما .
تشکرشده 116 در 48 پست
سلام آقای LARG.
مبارکه انشاالله .
تا اینجا که خوب پیش رفتین ، انشاالله از این به بعدش هم خوب با شه ومبارک .[/size]
**leili** (چهارشنبه 19 آبان 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)