قبول دارم مغرورم ولی این حرفم ناشی از غرورم نیست به خاطر اینه که الان که با مادرشوهرم حرف نمیزنم خیلی آروم ترم دلم نمیخواد راجع به اتفاقی که افتاده باهام حرف بزنه چون من تازه دارم خودم و پیدا میکنم از طرفی به خاطر یه مشکل دیگه که تو تاپیک دیگم گفتم میخواد بهم زخم زبون بزنه که حوصلش و ندارم. من از اون شب خیلی عوض شدم رابطم با شوهرم خیلی خوب شده چه نیازی هست دوباره به خاطر حرف مادرشوهر آزرده بشم و احیانا تو برخوردم با شوهرم اندک تاثیری بذاره. اگه خودش خواست باهام حرف بزنه میزنم در غیر اینصورت فعلا کاری باهاش ندارم تا یه ذره روحیم درست بشه و اوضاع هم تثبیت بشه در ضمن من اگه خودم و مسئول مشکلم نمیدونستم اینقدر تغییر نمیکردم.خواهش میکنم اینقدر یه طرفه قضاوت نکنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)