اصلا نگران نباش دوست عزیز . روز های سخت گذشتنیه . به این فکر کن که خیلی ها شرایط سخت تر از شما دارن
تشکرشده 11 در 9 پست
اصلا نگران نباش دوست عزیز . روز های سخت گذشتنیه . به این فکر کن که خیلی ها شرایط سخت تر از شما دارن
تشکرشده 39 در 13 پست
خيلي از دوستان متشكرم كه دلداري مي دهند ولي باور كنيد تا در موقعيتي قرار نگيريد نميشه در موردش اظهار نظر كرد البته ارزوي من اينه اين اتفاق واسه هيچ كسي نيفته ولي
احساس سوختن به تماشا نمي شود آتش بگير تا بداني چه مي كشم
ايمان الهي (جمعه 24 دی 89)
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
ایمان گرامی
اینکه دوستان درک کنند شما واقعا در چه شرایط روحی عذاب آوری قرار گرفته اید، باز هم دردی از شما دوا نمی کند.
شاید خیلی ها از عمق دل شما را درک کرده و راهنمایی یا همدردی می کنند و یا از بیرون گود مشاوره می دهند. اما هرچه که باشد مهم اینست که این رابطه اکنون به اتمام رسیده است.
با تمام سختی که متحمل هستید و کاملا قابل درک هم هست، باید منطقی باشید.
شاید بهتر باشد به یک مسافرت بروید و بعد از یک استراحت فکری و روحی به خودتان، در صدد فراموش کردن نامزدتان بطور کامل باشید و بدانید که هرکسی ممکن است در زندگی و در انتخابهای مختلف اشتباه کند و به شکست برسد. مهم نحوه مدیریت کردن این شکست است.
شما ابتدا به بازسازی روحیه تان بپردازید و بعد که مجددا خودشناسی کردید، در پی انتخاب همسری جدید و بدنبال آن یک زندگی جدید باشید.
شما مکملتان را اشتباه انتخاب کرده بودید. مطمئن باشید که مکمل واقعی شما در گوشه ای به انتظارتان نشسته است. با روحیه ای مضاعف به جستجوی او بروید و با یک دنیا شادی و علاقه، مهر و جوشش را برای او هم به ارمغان ببرید.
هستی (شنبه 01 آبان 89)
تشکرشده 39 در 13 پست
سلام
چند روزيه كه ميام و فقط درد و دلهاي دوستان رو مي خونم دستم به نوشتن نمياد هركسي به نوعي مشكل داره زندگي بد جوري داره از همه تاوان ميگيره
امروز يكي از همكارانم با همسرش داشت صحبت مي كرد از اونجا كه صندلي نزديك من نشسته بود صداي صحبت هاشونو من ميشنيدم
خانومش با عزيزم صداش مي كرئ هنگام خداحافظي هم چندين بار از پشت تلفن ماچش كرد ناخوداگاه اشك تو چشام حلقه زد ياد آرزوهاي برباد رفته خودم افتادم ، اينگون رفتارها برام يه رويا شده نمي دونم ديگه چرا نمي تونم باور كنم كه واقعا وجود داره
دلم به حال اونم ميسوزه ، روزي كه براي طلاق رفته بوديم اوج بد بختي رو تو چهرش ديدم ، لاغر و نحيف شده بود حتي مادرش هم با اكره نگاهش مي كرد
نمي دونم چرا بعضي اينقدر بدند

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
اقای ایمان الهی گرامی
نمی تونم بگم کاملا درکتون می کنم
من هم مشکلاتی داشته ام ...ولی این رو بدون وقتی خدا شما را به لبه پرتگاهی می بره بهش اعتماد کن
چون یا پرواز رو بهت یاد میده و یا اینکه نگهت میداره
بعد از هر سختی راحتی هست "ان مع العسر یسری"
شاید حرف هایم من فقط چند جمله امیدوارکننده باشه ... بهشون ایمان داشته باش .... من ایمان داشتم.... و کوهی از مشکلات روبرویم را فتح کردم
به احساساتت زیاد بها نده ... به تصمیمی که گرفتی و درسته عمل کن....غصه نخور
خدا با صابرین هست
من مطمئنم![]()
بالهای صداقت (دوشنبه 10 آبان 89)
تشکرشده 57 در 30 پست
به خدا توکل کن. و از گذشته درس بگیر. سهم قشنگ تو هم یه روزی می رسه.
نوشته اصلی توسط nastaran58
nastaran58 (دوشنبه 10 آبان 89)
تشکرشده 39 در 13 پست
سلام خدمت همه دوستان عزيز
انشالاه كه حال همه خوب باشه اگه مشكلي هم هست هرچه زودتر مرتفع بشه خيلي وقت بود كه ديگه ننوشته بودم فقط تاپيكهاي دوستان رو مي خوندم
يه چيزي رو مي خوام به همه دوستان بگم
حضور هيچ كس در زندگي ما اتفاقي نيست خداوند در هر حضوري رازي نهان كرده براي كمال ما خوش آنروز كه در يابيم راز اين حضور را
من وقتي به زندگي خودم نگاه مي كنم به اين واقيعت بيشتر پي مي برم درسته كه خيلي خيلي سختي كشيدم ولي واقعا همه اينها آزمايشي است جهت كمال ما
شما نظرتون چيه؟؟:
ايمان الهي (پنجشنبه 23 دی 89)
تشکرشده 3,560 در 934 پست
مطمئن باشید بعد از اینکه زخم و ناراحتیتون کهنه شد خیلی خوشحال خواهید شد که از همچین رابطه ای نجات پیدا کردید
من شخصا به این عقیده ام که شخصی که به همسرش خیانت می کنه دیگه قبح این عمل براش میریزه و تجربه نشان داده که این عمل به احتمال 99 درصد تکرار می شه
خیانت به همسر عمل منفوری هست و شخص خائن در دید من حق داشتن یه زندگی و خونواده رو نداره
شما گفته بودید که همسر سابق شما به یک مرد چهل ساله بوده که یه همخونه ای داشته
برادر عزیز ایشون پس به بی بند و باری عادت کرده بوده وگرنه هیچ شخص عاقلی نمیاد شوهر شرعی و قانونی و لایقشو ول کنه بره بچسپه به همچین آدمی
من فکر میکنم همسر شما بیشتر به دنبال خوشگذرانی و بی بند و باری بوده تازندگی گرم خانوادگی
نهایتا با عرض معذرت و با توجه به اینکه تاپیک شما خیلی متاثرم کرد می خوام بگم : خلایق هر چه لایق
شاید لیاقت ایشون یک مرد میانسال با یه همخونه ای بوده و نه فردی مثل شما !
می خوام اینو هم بگم که برادر عزیز
باور کنید اینو برای دلخوشی شما نمی گم من مطمئنم اگر تاثیر این زندگی رو از ذهنتون پاک کنید ( که به مرور زمان اینطور خواهدشد ) و موقع ازدواج مشاوره رو فراموش نکنید یک روزی همسری خواهید داشت که عاشق شما خواهد بود و مهر و محبتش رو از کلمات و جملات و نگاه و حرکاتش دریافت خواهید کرد و زندگیتون آرام و سرشار از عشق و علاقه خواهد بود
موفق باشید![]()
The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts
[SIGPIC][/SIGPIC]
نیلا (جمعه 24 دی 89)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
سلام آقا ایمان. خیلی خوشحالم که اینا رو از زبون شما شنیدم. همیشه موفق باشید![]()
تشکرشده 107 در 44 پست
سلام دوست من
حالت چطوره؟
باورت میشه بعد از خوندن پست هات اشک تو چشمام حلقه زد مخصوصا اونجایی که حرف های همکارتو با همسرش تعریف کردی من ادم زیاد احساسی نیستم ولی واقعا تحت تاثیر حرفات قرار گرفت
دوست عزیز به نظر بنده حقیر، تصمیم درستی گرفتی چون شما با تمام وجود سعیتو کردی بارها بخشیدیش ولی اگر ایشون شما رو دوست داشت و ذره ای برای این زندگی ارزشی قائل بود مطمئن باش هرگز دوباره بهت خیانت نمیکرد
ولی در مورد تنهایی که گفته بودی، فکر نمیکنی شما قبلا(موقع ازدواج) تنهاتر بودی یعنی با کسی بودی که اصلا باهات نبود
باور کن این تنهایی خیلی شیرین تره این طور فکر نمیکنی؟
دوست من برای رهایی از این فشارها برو پیش مشاور چون جدایی واقعا خیلی سخته
یک مشاور کمکت میکنه تا به زندگی برگردی
موفق باشی![]()
کوروش اول (جمعه 24 دی 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)