راستش من اصلا چنین رابطه هایی رو درک نمی کنم. یعنی نمی تونم بفهمم چطور یک مادر که مشتاق خوشبختی فرزندشه، ممکنه چنین رفتار هایی ازش سر بزنه!
شاید مشکل از این جاست که پایه های یک رابطه از اول بد بنا می شه. خیلی از دوستای من از اول با این دید وارد زندگی مشترک میشن که مادر شوهر یعنی لولو خورخوره!
تا کوچکترین چیزی پیش میاد فوری یه برداشت منفی می چسبونن بهش و یکی بدترشو بر می گردونن به طرف ... مدام در حال پالس منفی فرستادنن. خلاصه این میشه که می افتن توی یه دور باطل که ته نداره!
تازه یه چیز دیگه! بر فرض که چنین چیزی هم بود و واقعا از خانواده همسر بارها و بارها، یه سری رفتار های بدون توجیه کاملا منفی دید.
آیا ارزش زندگی مشترک و آرامش و عشق بین دو همسر، اونقدر نیست که به خاطرش، از اینها گذشت و چشم بست به روی همه بدیها؟!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)