به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 49
  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    dorsa-tanha عزیز

    می تونم درک کنم که چقدر بهت سخت گذشته .

    و همینطور با اونچه از رفتار همسرت بیان کردی ، می فهمم که واقعاً پشیمونه و معلومه عمیقاً شما را دوست داره ، و همین واقعه خود درس بزرگی برای هر دوی شما هست تا دریابید که این عشق و پیوند بینتون نعمت بزرگیه که باید همیشه شاکرش باشید و با تقویت و ارتقاء مهارتهای رفتاری روز به روز مستحکم ترش کنید طوری که هیچ گزندی نتونه بهش وارد بشه .

    با او مهربان باش و از او به خاطر خود او بگذر و این را بهش بگو که چون دوستش داری و برات خیلی عزیزه و دوست نداری آسیب ببینه از او گذشتی ، اما انتظار داری که همیشه به هم پایبند باشید و این یک مورد تابلوی عیرت زندگیتون باشه که مراقب خودتون باشید ( شما مراقب که خلاء از جانب شما برای همسرتون پیش نیاد و ایشون مراقب که وسوسه فریبشون نده )

    براتون بهترین روزهای زندگی را آرزو می کنم

  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 22 مرداد 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    دوستان عزیزم بابت همفکری و راهنمایی هاتون بی نهایت ممنونم...اما مشکلی که الان خیــــــــــــلی داره اذیتم میکنه این حس دل شکستن و دلخوری که ازش دارم و ظاهرا بخشیدمش اما ته قلبم هنوز بی نهایت ازش دلخورم...حتا از دیروز تا حالا دو بار رابطه ... داشتیم باهم اما اون خواست و اینو یه روش ابراز عشق میدونه... خیـــــــــــــــــلی ازش دلخورم... خیــــــــــــــــــــــل ی...
    چیکار کنم بهتر بشم؟؟؟ اونقدر دلخورم که نمیتونم خوبی هاشو ببینم و ذهنم رو جمع و جور کنم...زدم تو خط تنهایی...واقعا به دوستای وبلاگیم و فیس بوکیم وابسته بودم و چشمامو روی همه دوستی ها بستم و میخوام مثه دنیای واقعیم تنهای تنها باشم... هر روز که خط قدیمی مو روشن میکنم چند تا میس کال از مامانم دارم اما نمیتونم حتا اونم دوست داشته باشم چون اونا هم قلبمو شکستن و منو جلوی شوهرم و خانواده اش سکه یه پول کردن... حالا یه حس بی کسی وتنهایی مطلق بهم دست داده طوری که حوصله هیچ کاری رو ندارم...این دو روز هیچ کاری نکردم حتا غذا هم درست نکردم و شوهرم از بیرون گرفته... هوای ابری و بارون و یه دل شکسته.......... ببخشید خیلی دلم شکسته... چیکارکنم؟؟؟

    مدیران عزیز من به هیچ کدوم از دوستان از جمله شما نمیتونم پیغام خصوصی بدم و کلا پروفایلم غیر فعاله و اونم نمیتونم ادیت کنم...مشکل از پرداخت حق عضویتِ آیا؟ مرسی

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    دوستان عزیز دوست دارم تو همین تاپیک مشکلاتم و بگم و با کمک شما به نتیجه ی خوبی برسم...خواهش میکنم کمکم کنید... بدجور درگیرم با خودم...
    مرسی از محبت های بی دریغ تون.

  5. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    درسا جان

    بگو ، از مشکلاتت بگو تا دوستان راهنمائیت کنن .

    برای استفاده از پیام خصوصی هم نیاز به پرداخت حق عضویته .

    اینکه دلت شکسته ، اینکه دلخوری و اینکه احساس تنهایی می کنی در این شرایط طبیعیه ، اما مهم اینه که به این حالتها اجازه جا خوش کردن ندی و به خودت کمک کنی که از این حال و وضعیت بیرون بیایی ، از تکنیک توقف فکر استفاده کن ، هر وقت که در مورد شوهرت و خانواده ات همه آنچه منفیه سراغت میاد ، و برعکس سعی کن که خوبیهاشونو یادبیاری و در نظر بگیری .

    به خودت آرامش بده و بگو که دنیا به آخر نرسیده که ، فاجعه که رخ نداده ، یه مشکل بوده اگر چه مهم ، اما حل شده و همسرم از این به بعد به من وفاداره و من هم برای او همسری خوب خواهم بود .

    خودت به خودت دلداری بده ، این خیلی بیشتر از دلداری دیگران ماندنیه .


    موفق باشی عزیزم

    .

  6. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 15 آبان 89)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    باورت میشه فرشته مهربان عزیز همیشه از همین تکنیک استفاده میکردم و خودم به خودم دلداری میدادم...از کوچکترین مسایل گرفته تا همین اتفاق اخیر... اما احساس میکنم تو این مورد نمیتونم و تنهایی داره اذیتم میکنه...حس میکنم شدیدا به مشاور احتیاج دارم و شوهرم هم موافقه اما پای رفتن ندارم اصلا 2 روزه هیچ کاری نمیتونم بکنم چه برسه به اینکه از خونه بزنم بیرون و احساس میکنم دچار افسردگی شدید شدم...
    حتا نمیتونم به شوهرم ابراز علاقه کنم و اونم ازم دلگیر شده و میگه تمومش کن و بیا از نوع شروع کنیم و کلی اطمینان خاطر بهم داده اما احساس میکنم اون اسطوره دیگه تو ذهن من خراب شده... و نمیدونم با این حس چی کار کنم؟تا همین 2 روز پیش اگه میومدن و میگفتن شوهرتو با یه دختر بیرون دیدیم محال بود باور کنم اما الان اون اسطوره دیگه تو ذهنم خراب شده و تبدیل شده به یه فردی که هرچی در موردش بگن شاید باور کنم ... میترسم از فرداها...
    میگم الان که 24 سالمه و جوونم و شاداب و این همه بهش محبت میکردمو هواشو داشتم بازم تونسته حتا واسه مدت کوتاهی به کسه دیگه ای فکرکنه فرداها چی میشه؟؟؟
    راستی من بی نهایت به شوهرم توجه میکردم و نمیذاشتم تو خنه دست به سیاه و سفید بزنه حتا جوراباشم خودم از پاش در میوردم و تا میتونستم بهش توجه میکردم و ابراز علاقه میکردم اما میگه اینا عشق و علاقه نیست و کارای بچه گانه اس...!!! میدونم کجای کارم ایراد داشته...مستاصلم...
    در ضمن ازش خواستم امشبم بره خونه مجردی دوستش تا شب تنها باشم و فکر کنم... نمیدونم این کارم هم اشتباه اس یا نه؟؟؟ البته دوستش مورد تائیده...
    مرسی از همفکری های ارزشمندتون

  8. #16
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha

    در ضمن ازش خواستم امشبم بره خونه مجردی دوستش تا شب تنها باشم و فکر کنم... نمیدونم این کارم هم اشتباه اس یا نه؟؟؟ البته دوستش مورد تائیده...
    مرسی از همفکری های ارزشمندتون

    این کارت اشتباهه عزیزم

    اصلاً شوهرت رو از خونه زندگی و خودت دور نکن . فکرهای منفی رو میدون نده ، و نزار خسته بشه اینجوری ازت دور بشه ، بهش بگو این موضوع مثل شوک بود برام ، باید بهم کمک کنی خودمو پیدا کنم ، از او بخواه بهت کمک کنه ، و مدتی اگر میبینه این حال رو داری طبیعی بدونه و فقط یاریت بده ، اینجوری ازت فاصله نمیگیره ، از خودش کمک بخواهی تأثیر خوبی تو رابطتتون داره و از ایجاد خلاء بینتون جلوگیری می کنه

    سعی کن تاپیک :


    خطاهای شناختی و مشکلات ما رو بخونی ( خطای همه یا هیچ در موردت صدق می کنه ، یعنی یا سفید دیدن یا سیاه دیدن )

    مواظب خودت باش


  9. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 14 آبان 89)

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 90 [ 19:30]
    تاریخ عضویت
    1389-7-26
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,989
    سطح
    26
    Points: 1,989, Level: 26
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 118 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اعتراف به خیانت


    حتما روابطتت را با خانواده ات بهتر کن.
    در مورد این موضوع هم فکر کنم با توجه به اینکه دیدشون نسبت به همسرتون مثبت نیست، بهتره چیزی بهشون نګی. من بودم در هر صورت چیزی نمی ګفتم. فکر کنم فعلا لازم نیست اونها بدونن.

  11. 5 کاربر از پست مفید رهایش تشکرکرده اند .

    رهایش (پنجشنبه 13 آبان 89)

  12. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    درسای عزیز؛ می دونی چرا بچه ها بهت توصیه می کنند که خودت به خودت دلداری بدی؛ بخاطر چند تا دلیله:
    اولی اینکه ما زنها یه پای اصلی و اصلا شاید مدیر و همه کاره ی یه خونه هستیم؛ پس اگر و حتما اگر ما مخصوصا توی یه خونواده ی دونفره یکی مون و بخصوص زن ناراحت باشه یا یه کم افسرده باشه این یعنی اینکه یه مرد همه چیزش رو داره از دست میده!
    دوما اینکه ما خانومها احساساتی هستیم؛ پس اگر بتونی فکرت رو آزاد کنی و برای یه لحظه وقتی همسرت میاد طرفت با همه ی وجودت بغلش کنی و فکرت رو از این مساله مثل یه انرژِی منفی بیرون کنی؛ حتی بتونی بغل همسرت گریه کنی و بعدش برای همیشه تمومش کنی خیلی راحت می تونی مثبتهای زندگیت رو ببینی! پس شروع کن، باید بتونی افکار منفی رو از خودت دور کنی! و افکار مثبت رو جایگزینی بکنی!
    و سوم اینکه ازت خواهش می کنم به رابطه دوباره برقرار کردن با خانواده ات فکر کن؛ درسته که ازدواج کردی و مستقل شدی و اونها هم شاید خیلی خیلی مقصر بودن؛ اما تو نه بخاطر خانواده ات بلکه تنها بخاطر خودت؛ چون تو به پدر و مادرت احتیاج داری و بودن با اونها می تونه تو رو از تنهایی دربیاره و امواج مثبت و خنده و درد و دلهایی که با اونها در مورد مسائلی که حتی توی دوران مجردی داشتی میتونه بهت کمک کنه! تو باید روابط اجتماعیت رو دوباره با گذشته ای که داشتی شروع کنی و بعضی موقع ها امواج مثبتت رو از اون سمت بگیری؛ بجای اینکه تنهای تنها از همسرت بخوای که این انرژی رو بهت بده!
    دختر! بلند شو؛ ببین که تنها با تغییر در افکارت می تونی با انرژِی همه چیز رو دگرگون کنی!
    اصلا و ابدا هم از همسرت نخواه که شبها تنهایی بخوابی! ok!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  13. 6 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (شنبه 15 آبان 89)

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 94 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1387-6-22
    نوشته ها
    335
    امتیاز
    7,315
    سطح
    56
    Points: 7,315, Level: 56
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    467

    تشکرشده 462 در 208 پست

    Rep Power
    51
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha
    اون اسطوره دیگه تو ذهن من خراب شده...
    احساس افسردگی شدید شما به دلیل همین اسطوره سازیست! هر انسانی امکان داره روزی بلغزه از کسی اسطوره و انسان
    بی عیب و نقص نساز تا روزی اگر لغزید این لغزش شما رو ویران کنه! اون خوب مطلق در نظر شما شکسته شده ، مدتی به زمان نیاز
    دارید تا روحیه خودتون و دیدگاه اشتباهتون رو در زندگی تغییر بدید





    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha
    راستی من بی نهایت به شوهرم توجه میکردم و نمیذاشتم تو خنه دست به سیاه و سفید بزنه حتا جوراباشم خودم از پاش در میوردم و تا میتونستم بهش توجه میکردم و ابراز علاقه میکردم اما میگه اینا عشق و علاقه نیست و کارای بچه گانه اس...!!! نمیدونم کجای کارم ایراد داشته...مستاصلم...
    1)عشق در نظر هر کسی یک تعریف و معنایی داره ، برای اینکه کسی عشق رو احساس کنه به روش خودش باهاش رفتار کنین نه به
    روش خودتون! باهاش صحبت کنین چه رفتاری رو دلیل بر عشق می دونه و همون رفتار رو داشته باشید تا ایشون احساس خلاء عاطفی نکنه (در ضمن خودتون هم بگید با چه رفتاری عسق رو دریافت می کنید)

    2) برای همسرتون مادری نکنید. رفتار بچه گانه باهاش نداشته باشین. مردها اینو دوست ندارن







    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha
    در ضمن ازش خواستم امشبم بره خونه مجردی دوستش تا شب تنها باشم و فکر کنم... نمیدونم این کارم هم اشتباه اس یا نه؟؟؟ البته دوستش مورد تائیده...
    مرسی از همفکری های ارزشمندتون
    به نظرم اشتباهه. بهشون بگید مدتی برای بازسازی روحیه خودتون نیاز دارید تا ایشون این رفتار رو حمل بر بی توجهی و بی محبتی شما
    نکنن! اما بگذارید در خونه و کنار شما بمونن





  15. 6 کاربر از پست مفید *nadia* تشکرکرده اند .

    *nadia* (جمعه 14 آبان 89)

  16. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    مرسی از راهنمایی هاتون دوستان عزیز.
    میدونین بیشتر از همه خرد شدن و تحقیر شدن خودم اذیتم میکنه.حسی که هیچ وقت تا به حال نداشتم...همیشه به خاطر ظاهر و اخلاقم مورد توجه بودم و اینو حمل بر خودستایی نذارین،همیشه شوهرم میگفت:افتخار میکنم که تو رو دارم و احساس غرور میکنم وقتی توی جمع تو بامنی و از این جور حرفا که فکر میکردم اگه هزار بار دیگه به عقب برگردیم بازم شوهرم منو انتخاب مبکنه و محاله به زن دیگه ای حتا نگاه کنه...حس خود برتربینی تو وجودم موج میزنه که هیچ وقت نذاشتم نمایان بشه و حس غرور به خودش بگیره اما ذاتا مغرورم.
    وحالا وقتی دیدم تو این دو هفته ای که با اون دختر خانوم ارتباط داشته و همون روزا هم بهم ابراز علاقه میکرد و هی میگفت دوستم داره همش دروغ و تظاهر بوده ...فکر میکنم این چند سالم بهم دروغ میگفته و اصلا قلبا هم این احساس رو بهم نداشته... این موضوع خیلی آزارم میده... حتا یک هفته پیش جشن تولد یکی از هنرجوهاش بود و اون خانوم هم حضور داشته و جشن رو تو آموزشکده گرفتن...همیشه این جور وقتا بهم اصرار میکرد که تو هم حتما باید باشی و حتما بیا ... اما اون روز با بی میلی بهم گفت و منم کلاس ورزش داشتم و گفتم شاید نیام،اشکالی نداره ؟ و اونم با آغوش باز پذیرفت و گفت:چیز مهمی نیست و برنامه هاتو خراب نکن و حالا میفهمم به خاطر این بوده که نمیخواسته جلوی اون من کنارش باشم...
    راستی شوهرم اصلا هیچی راجب اون خانوم و اسم و مشخصاتش بهم نگفت و خودم فهمیدم کی بوده و همون موقع که ازش پرسیدم گفت من نمیگم کیه چون تو میری و ابروش رو میبری و من دلم نمیخواد آبروی کسی این وسط ریخته بشه و ذهنم درگیر این موضوعه... حالا چند تا سوال دارم ازتون دوستان خوبم:
    ازش بخوام همه چی رو تو این دو هفته واسم توضیح بده؟؟؟
    یا به کل بی خیال این موضوع و سوالات ذهنم بشم و ظاهرا باهاش خوب باشم تا همه چی با گذشت زمان حل بشه؟(ذهنم خیلی درگیره و نمیتونم ازش بگذرم)
    با گذشت زمان این حسم از بین میره؟؟؟(حسی که فکر میکنم داره همش به اون فکر میکنه... !!!!)



 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.