سلام خدمت آقای مدیر کلیه دوستانی که به طریقی من را راهنمایی کردن ممنون از اطف همگی راستش از یک نظر که به قضه نگاه می کنم و شریط خودم رو می بینم نیاز شدید دارم به ازدواج و از اونجایی که در حال حاظر ایشون از بنده خواستگاری کردن البته قبلش از من خواسته بودند که خوب فکر کنم و همه جوانب و مد نظر قرار بدم و تا کید کردند که نمی خوان من از روی اجبار با ایشون ازدواج کنم و اینکه خودم تصمیم بگیرم و مایل به این کار باشم از اونجای که ایشون یک بار زندگی رو تجربه کردن به قول خودشون زمین خورده و بلند شدن و گفتن که مطمئن باش که در سختیها تنهات نمی ذارم و اینطور نیست که همه چیز روی دوش تو بیوفته از اونجایی که در بچگی پدرشون رو از دست دادن و با سختی بزرگ شدن و مادرشون تا الان هنوز مجرد و به پای بچه هاش سوخته و کلی موارد دیگه که من در مورد ایشون میدونم و می دونم که منو درک میکنه دوست دارم با ایشون ازدواج کنم ولی تنها چیزی که ازش می ترسم حرف مردمه








علاقه مندی ها (Bookmarks)