به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: یعنی دیگه دوسم نداره؟!

    میترا جان سلام.امیدوارم بهتر شده باشی...
    اول اینکه بگم بدترین چیز به نظر من قهر کردن و دوری از خونه و زندگیته...نکن این کار رو عزیزم...مطمئن باش اگه باشی و سعی کنی افسار زندگیت رو دستت بگیری نتیجه بهتری عایدت میشه... من همیشه معتقدم قهر کردن و رفتن زن خونه ی پدرشه اول شخصیت و غرور شوهرش رو زیر سوال میبره و بعد به هر کسی دیگه ای اجازه میده وارد زندگیشون بشه و دخالت کنه...
    فعلا سعی کن آرامش خودت رو حفظ کنی و پا پیش بذاری واسه آشتی و با سیاست خانومانت یه کاری کنی که دخل و خرج زندگی بیوفته دست خودت...سعی کن کم کم با رفتار خودت بهش نشون بدی که کارش اشتباه اس..
    یه چیزی از خودم بهت میگم شاید کمک کنه:
    من یه داداش بیشتر ندارم و وقتی عمه شدم شوهرم اصلا به روی خودش نیاورد و منم شاغل نبودم و پولی پس انداز نداشتم که اون هدیه ای که دلم میخواد واسه اولین نوه مون بگیرم و چون میدونستم شوهرم دل خوشی از خانواده ام نداره اصلا هیچی نگفتم و حتا به دیدن زن داداش و برادرزاده ام نرفتم و خوبه بدونی هنوزم ندیدمشون(4ماه میگذره) ... خلاصه 2 ماه بعد تولد خواهرزاده ی شوهرم بود و زنگ زدن و دعوت کردن چون شهر دیگه ای هستن که نمیشد بریم اما رفتم و گرون ترین هدیه ای که میشد رو واسه خواهرزاده اش گرفتم و پست کردم...هیچ وقت یادم نمیره اون احساس شرم و خجالتی که تو چشمای شوهرم موج میزد و چقدر اون حس بهم چسبید... و 2روز بعد از اون ماجرا بهم گفت: نمیخوایی واسه بچه داداشت هدیه بفرستی و منم با غرور کامل گفتم: نــــــــه... دیگه خیلی گذشته بذار وقتی شد و رفتم تهران هدیه اش رو میدم... احساس کردم شوهرم از این حرکت من خیلی چیزا یاد گرفت...
    تو هم سعی کن حالا که از رو به رو بودن باهاش هیچ نتیجه ای نگرفتی بیا و کنارش باش و این یه راهکارم امتحان کن... مطمئنم نتیجه ی بدی نمیگیری...

  2. 2 کاربر از پست مفید dorsa65 تشکرکرده اند .

    dorsa65 (پنجشنبه 20 آبان 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قول داده بودم درد و دلامو بنوسم
    توسط gole maryam در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 شهریور 90, 19:16
  2. با عروسم چطور رفتار کنم؟
    توسط deltange tanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 بهمن 89, 04:06
  3. خیانت: کمکم کنید از این هوسم خلاص شم
    توسط village در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 41
    آخرين نوشته: جمعه 20 فروردین 89, 14:14
  4. معجزه بوسه
    توسط baby در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 آبان 88, 12:36
  5. خداحافظ قالب سابق وسلام بر قالب جدید
    توسط ani در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 مهر 88, 16:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.