خیلی خوشخالم که اینهمه دوست دارم که میتونم باهاشون درد دل کنم.اما یه چیزی برام عجیبه چرا همه میگن من به نظر بچه ها اهمیت نمیدم؟؟من که تا خالا خیلی چیزا یاد گرفتم و به کار بستم.چرا فکر میکنین بعضی پست ها رو نمیخونم؟؟؟
همه پستها رو با دقت و چند بار خوندم و سعی کردم به کار ببندمشون.دست همگی هم درد نکنه.
مرسی عزیزم این حرفت خیلی روم تاثیر گذاشت.پدرت با دست پس می زنه و با پا پیش. شما فکر میکنی تا حالا برای پدر شما کاری داشته که اون خانم و صیغه و یا حتی عقد دائم کنه و مادرتون و طلاق بده؟ اصلا. او هنوز رشته هایی داره که به شما و مادر و سایر اعضا وصله و جدا نشده.
دیشب تحت تاثیر خرفهای شما دوستان سعی کردم بیشتر به بابام توجه کنم و مثل این دو سه شب که اصلا باهاش حرف نمیزدم نشه.بابام هم هی سعی میکرد باهام حرف بزنه.میگفت چیه چرا مثل مرغ پر کنده شدی؟پرتو کندن !!!
بعد با شوخی گفت خوبه من دست بزن ندارم اگه از اون پدرایی بودم که دست بزن داشتم چیکار میکردی؟منم گفتم از نظر روحی ما رو میزنی.اونم گفت اروپایی فکر کن!!!!
مادرم 53 سالست و اون خانم 41 ساله.بله ازدواج کرده و یه دختر داره 7-8 سالشه.شوهرش فوت کرده و ارث رسیده بهش و وضع مالیش حسابی توپه.راستی مادرتون چند سالشه و اون خانوم چند ساله اس؟؟؟ آیا قبلا ازدواج کرده و بچه داره؟وضع مالیش چطوره؟
رهایش جان یعنی به چه نتیجه ای باید برسم؟اګر 15 سال است که دوست هستند و این همه هم عاشق و کشته ی هم و این زن 15 سال منتظر بدرشما نشسته، خیلی عجیب است. چون شما ګفتی که حتی به هم دست هم نزده اند. منظورم این است که محرمیتی در بین نبوده و این زن 15 سال است که؟!؟!
به نظر خودتان چطور همچین عشقی این همه دوام آورده و آنها حداقل عقد موقت نداشته اند؟ چرا این همه صبر کرده اند؟ شرعی و قانونی که می توانستند عقد موقت داشته باشند. یک کم آنطرف قضیه را باز کن ببین چطور شده که کار به اینجا کشیده!! شاید برای حل مساله کمکی باشد.
وقتی بدر شما 7-8 سال رابطه را مخفیانه کنترل کرده و شما دیر فهمیدید، می توانست عقد موقت کند و شما نفهیمد. چرا نکرده؟ چرا نمی کند؟ چرا آن زن اصرار به عقد دایم دارد؟
بابام تا حالا به حاطر آبرو و اینکه زندگیش از هم نپاشه صبر کرده . و البته از عشق اون زن هم نمیتونه بگذره.
بابام خودش هم سرگردون مونده.
الان داشتن با مامانم حرف میزدم.مامانم میگه بابام خودش هم نمیدونه باید چیکار کنه.از طرفی نمیخواد از اون زن دست بکشه و از طرف دیگه هم نمیخواد آبروش بره و زندگیش از هم بپاشه.
بابام به مامانم میگفت نمیسه سر خونه زندگیش باشه و بابام اونو صیغه کنه و با اون باشه و مامانم هم تو همین خونه باشه.بابام میگفت به تو هم محبت میکنم و خرجت رو هم میدم.ولی با اون هم میخوام باشم.مامانم هم گفت من نمیتونم اینجوری زندگی کنم و برام شکنجست.
بچه ها من به مامانم اینطوری راهنمایی کردم به نظرتون درسته؟؟
گفتم اگه بابا بفهمه که تو راضی میشی اون زن هم باشه و تو هم باشی و در واقع خونه زندگی همه چی سر جاش باشه و هیچی از هم نپاشه اونوقت حیالش راحت میشه و میره اونو صیغه میکنه.گفتم اصلا نباید قبول کنی و باید بگی تا وقتی با اون زن نرفتی من هستم ولی اگه اونو انتخاب کنی و بری منم برای همیشه میرم ودیگه نباید همدیگرو ببینیم.برام یه آپارتمان بگیر و حقوق ماهانه و برای همیشه از هم جدا باشیم و همدیگه رو دیگه نبینیم.
اینطوری بابام عذاب وجدانش بیشتر میشه و از نظر عاطفی هم شاید براش سخت باشه و از اینکه ببینه زندگیش از هم میپاشه و دیگه مامانمو نمیبینه و آبروش هم میره و همه میفهمن شاید کمی بترسه و بیخیال بشه.
چون تا به حال مامانم هر وقت اینجوری گفته بابام گفته اینجا هستی دیگه .
البته بابام حالی به حالی شده یه بار میگه بری خوشحال هم میشم یه بار میگه کجا میری همینجا بمونی بهتره.من خودم راهنماییت میکنم عقل من بیشتر میرسه!
مامانم میگه کینه بابام کمتر شده و مهربونتر حرف میزنه اما همچنان از عشق اون زن هم میگه
مامانم هم محبتش رو به پدرم بیشتر کرده . من هم رفتار یکی دو روزم رو اصلاح کردم.به نظر مي رسد پدرتان نياز به تائيد،احترام، و هم حسي زيادي از طريق خانواده دارد مخصوصا از طرف مادرتون.
او شايد متوجه اشتباهاتش شده باشد اما هم به خاطر ضعف نفسش و هم اينكه در پيش شما شكسته شده و خود را طرد شده مي بيند،انگيزه و توان براي بازسازي در خودش نمي بيند.
خانواده اگر تمايل داشت بايد با چشم پوشي، چنين فرصتهايي را با مثبت انديشي به او بدهد.
اما اینجا مسئله این نیست که بابام پشیمون شده باشه و ما با مثبت اندیشی ببخشیمش.
بابام اون زن رو دوست داره و میگه نمیتونه ولش کنه.
اون زن متاسفانه خیلی زبو بازه و مامان ساده من اصلا از این سیاست ها نداره.به مامانم گفتم شاید خلا عاطفی داشته مامانم هم میگه من بهش محبت میکردم ولی تا خالا از این حرفا به بابا نزده بودم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)