سلام
اعتقادم بر اینه که تا کسی احساس نکنه مشکل داره نمیشه براش کاری کرد و شما از مشکلات خودتون با خبر هستید و دنبال راه حل هستید . از گفتن مشکلات نترسین . همه ما تو زندگی دچار مشکلات مختلفی میشیم .
اکثر آدمایی که به یک دفعه دچار مشکلاتی مثل بی حوصله گی و افسردگی و بزرگ دیدن مشکلات و احساس ناتوانی در مقابل مشکلات و . . . میشن امید و اهداف خود را از دست میدن و کم کم این مشکلات براشون بزرگتر و غیر قابل حل تر میشه .
برا همین باید دنبال راه حل باشن و باید این مساله رو جدی بگیرن .
نظرم اینه که رشته ای رو بخونید و انتخاب کنید که یکم با اطلاعات قبلی شما در ارتباط باشه و سر رشته ای در این مورد داشته باشید .
از فردا کاری نکنید و از همین الان شروع کنید به مطالعه کنید . حتی چند صفحه و چند دقیقه . ولی نزارید برا فردا .
شما با یک امیدی تا این سن تلاش کردید و موفقیت کسب کردید . اون امید رو دوباره در وجودتون زنده کنید .
آرزوهای دست نیافتنی و بزرگ باعث سستی در زندگی آدما میشه . کوچیک تر و دستیافتنی تر شون کنید .
یه شبه راه هزار ساله نمیشه رفت . قدر وقتتون رو بدونید و فرصت رو از دست ندید . چون پشیمانی در آینده عموما هیچ مشکلی رو برا کسی حل نمیکنه .
از دوستان و اطرافیان و کسانی که در این رشته تحصیل میکنن دعوت کنید باهم مطالعه کنید .
رشته مورد علاقه خودتون رو انتخاب کنید . با این کار هیچوقت خسته نمیشید .
به گفته خودتون فکر کنم الان خارج هستید و تغییر جامعه و افراد و نحوه زندگی و تنهایی و . . . به یک باره تاثیر در خلق خو و رفتار و افکار آدما داره و این مساله کم کم برطرف میشه و صبر و حوصله به خرج بدید تا عادت کنید .
راه زیاده و دلیل این وضعیت شما گسترده هست و به نظرم حتما به پزشک مراجعه کنید .
علائم افسردگی در شما دیده میشه . حتما از دکتر کمک بگیرید .
یادتون نره شما از اعضای قدیمی همدردی هستید و خیلی ها رو در این سایت راهنمایی کردید . پس مطمئن باشید از پس مشکلات بر خواهید آمد .
تا صبح هم بنویسم کمه چون اعضا این سایت رو دوستان صمیمی خودم میدونم ولی مجبورم حرفامو خلاصه کنم . موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)