سلام. من از همه ی دوستان به خاطر پاسخ های سازندشون تشکر می کنم. راستش امروز دقیقا 40 روز هست که از شروع زندگی مشترکمون می گذره و من با همه ی فشارها و سختی ها بالاخره قبول کردم که با همسرم ازدواج کنم. البته با یه کم دلهره و ترس و کلی امید و پشتکار. شرایط من و همسرم بعد از ازدواج هر دو خیلی بهتر شده و روحیه ی هردومون آرومتر. اما فکر می کنم که من برای ادامه ی این زندگی خیلی تغییر کردم اما همسرم هنوز راه عملی رو امتحان نکرده. امروز بعد از گذشت 40 روز درسته که اون هم می بینم که داره سعیش رو برای ساختن این زندگی انجام می ده اما فکر می کنم که کافی نیست. در مورد مشاوره فکر نکنم که راضی بشه چون کارش جوری هست که اصلا وقت نمی کنه اما من خیلی دارم سعی می کنم. با مشاوره های مختلفی صحبت کردم و نظراتشون رو پرسیدم و همه این نکته رو بهم یادآوری کردند که اول زندگیتون هست و هردو قابل تغییر. یه تصمیم جدی گرفتم که در مورد تغییر برخوردش وقتی عصبانی هستش صحبت کنم و کمکش کنم که بالاخره روشش رو وقتی عصبانی می شه عوض کنه تا زندگی بهتری داشته باشیم. اما در مورد بددهنی و فحش هایی که براش مثل یه عادت شده نمی دونم چیکار کنم . تو رو خدا کمکم کنید
بازم ممنون از همتون