آن کیست کز راه کرم با من وفاداری کند
در حق بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وانگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
پشمینه پوش تند خوی از عشق نشنیده است بوی
از مستیش رمزی بگوی تا ترک هشیاری کند
زان طره پر پیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم آنکس که عیاری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)