ani عزیز
اکثرا الان دوستام تک نفرن یعنی شاید 5تا دوست صمیمی داشته باشم اینا هیچ کدوم با هم دوست نیستن یعنی اکثرا جمع 2 نفرس منو با یکی از دوستام که با یکیشون هر شب میریم بیرون اولش که سربازی تموم شده بود هر وقت که بیرون میرفتیم فقط من حرف میزدم و واقعا لذت میبردم ولی الان من دیگه حرفی برای گفتن ندارم و فقط اون حرف میزنه وقتی اون حرف میزنه یه چیزم بگم من اکثر اوقات با این دوستم میرم بیرون در روز شاید فقط این دوستمو ببینم اونم فقط موقع حرف زده خاطره هایی که براش اتفاق افتاده با آب و تاب تعریف می کنه منم هرکاری میکنم چیزی بگم چیزی به ذهنم نمیرسه اگه هم برسه نمیتونم جالب تعریف کنم هر چند وقت یه بارم اگه به ادمی بربخورم که بخام در مورد مسایل روزمره صحبت کنیم خیلی کوتاه در مورد یه موضوع صحبت میکنم و اصلا نمیتونم حرفمو بسطش بدم و تقریبا حرفایی که شما گفتید همونطوری میشه
blue sky عزیز
ببین من قبلا که حرف میزدم اصلا کتاب و مجله و روزنامه نمیخوندم یه جورایی طرز فکر خودمو داشتم و در مورد مسائل مختلف خیلی راحت صحبت میکردم و چنان جذاب و با انرژی صحبت می کردم که دیگرانو جذب خودم میکردم
یه چیزم بگم چرت و پرت نمیگفتم و یا شوخی بیجا نمیکردم یه جوری شوخی می کردم که طرفی که باهاش شوخی کردم کلی حال میکرد !
leili عزیز
کاملا منظورتون متوجه شدم ببین مشکل اینه که اصلا خندم نمیگیره و خیلی جدی شدم از هیچ چیزی خندم نمیگیره و از چیزی لذت نمیبرم و کلا حرفام جدین برا همین نمیتونم طرفو جذبه خودم کنم ولی این راهی که گفتید قبلش به خودم تلقین کنم باید امتحان کنم
nadia عزیز
ببین من الان نسبت به هیچ چیزی هیچ احساسی ندارم و وقتی کنار دوستامم لذتی نمیبرم و هیچ احساسی نسبت بهشون ندارم ببین من سربازیم یه جورایی خوش شانس بودم چون تو سارمان دولتی بودم و با کارمندا سرو کار داشتم و روزا پیش کارمندا میگفتیمو میخندیدم و شبا پیش هم خدمتیام و شما ببین من چجوری بودم که این 30-40 نفری که باهاشون بودم اکثرا میگفتن خیلی باحالی حالا حدود سنیشونم بین 20 سال بودن تا 45 منظورم اینه که فرق نمیکرد طرف چه عقیده یا احساسی داره در هر صورت هر کسی رو می خواستم جذب خودم میکردم
من فقط از این کم حرفی که نمیتونم افرادو جذب کنم ناراحتم که خیلی هم اذیتم می کنه و هدفی ندارم و نیاز به همسرم در خودم نمیبینم
دوستان خیلی ممنونم که به فکر حل مشکلم هستید واقعا من دارم رنج می برم اخه چرا اینطوری شدم خسته شدم از این وضع زندگیم وقتی از زندگی لذت نبری این زندگی به چه درد می خوره
خیلی دوست دارم مثل قبلنا پرانرژی و سرحالو و خندون باشم ولی چه کنم که نمیشه
واقعا نمیدونم چی کار کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)