سلام
صحبت هاي شما هم برام جالب بودن وهم خيلي خنده دار
پيشنهادي رو كه ميخوام براتون تايپ كنم اگه درست متوجه بشيد حتما جواب ميده
ببينيد شما دو راه پيش روتونه خيلي ساده بگم
1)شما بخوايد با اون خوب باشيد
2)شما نخوايد با اون خوب باشيد
راه دوم كه مسلمه; شما روز به روز بيشتر اعصابتون خورد ميشه ونتايج بد تر از اون كه ممكنه به زندگي با شوهرتون هم نفوذ كنه
بنابراين شما مجبور به انتخاب راه دوم هستيد
و براي اون من چن تا راه به شما پيشنهاد ميكنم البته براي اثر بخشي بيشتر قويا به شماتوصيه ميكنم به عنوان
مقدمه بدبيني خودتون رو نسبت به اون كلا كنار بگذاريد و بدي هاي گذشته اونو از ذهن خودتون بيرون كنيد
1)مثل خودش باهاش رفتار نكن چون باعث موضع گيري بيشتر اون ميشه وبيشتر با شما لج ميكنه
2)گفت و گو خودتونو با هاش بيشتر كنيد تا اون احساس نزديكتري با شما پيدا كنه مخصوصا اگه شوخ طبع هم باشيد
3)يه مدت بهش محبت كنيد
اگه ديديد تاثيري روش نداشت بدونيد كه خيلي مغروره
وديگه بعد از اون اصلا بهش محل نگذاريد حتي اگه بهتونم سلام گفت با اكراه جوابشو بديد و اگر كمكي خواست
قاطعانه بگيد وقتي براي اون نداريد
با ارزوي موفقيت
اگر كمك بيشتري خواستيد جزئيات بيشتري از اخلاقيات اون در نوشته هاي خودتون بياريد
ضمن اينكه شما هيچ اشاره اي نكرديد كه خودشيريني اون براي كيه ؟
براي شماست ؟ براي پدر يا مادر شوهر شماست؟و................
و در اخر اينكه اگر ميدونيد كه حسوده حتما يك مثال از اين رفتار اون رو بگيد








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)