من اين نظر را قبول ندارم. نظر من دقيقا مخالف اينه.نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
در مورد سوال meristem هم بايد بگم كه: شما فقط دختر دايي خود را ميبينيد و روي همون دختر دايي تون نظر ميدين. اما از يه نفر نميشه به يه حقيقت رسيد. من خودم سراغ دارم پسرهايي كه هر غلطي كردن و بعد يه دختر خوب براي ازدواج گرفته اند. خب، نتيجه بگيرم كه: هر پسري كه دختر بازتر باشد، موقع انتخاب خوشبخت تر مي شود چون از روي تجربه، انتخاب بهتري مي كند.
نه اين جور نيست. اون فقط يه مورد از اين پسرهاست. من موردهاي خيلي بيشتري از پسرها را ديده ام كه بيچاره شده اند.
شما هم فقط به دختر دايي خود نگاه نكنين. اصلا شايد دختر دايي شما خيلي هم خوشبخت بشه، اما دخترهايي خيلي زيادي با اين كار بدبخت شده اند. فكر ميكنين اگه همين خواستگار از اين كاراش باخبر بشه، چي كار ميكنه. اصلا از كجا معلوم كه يه خواستگار بهتر داشته و طرف وقتي تحقيق كرده، متوجه شده كه اين دختره اين جوريه و نيومده سراغش.
اما در مورد دختر دايي شما هم به هيچ مشكلي هم اگه بر فرض برنخورد، بعد از مدتي شوهرش را با موارد دوستي خودش مقايسه ميكنه و ميبينه، شوهرش از فلان دوستش زشت تره. از اون يكي قد كوتاه تره. از فلاني لاغرتره و ... . همين فكرها هم باعث ميشه از شوهرش لذت نبره. چون تا جايي كه من ميدونم، هيچ كي عشق اول نميشه.
شما هم براي اين كه آرامش بگيرين، دنبال دخترهايي بگردين كه با دوستي هاي زياد بيچاره شده اند، اون وقت آروم تر ميشين.
با اين كه جواب من كامل بود، اما مدير همدردي هم جواب عالي اي داده است.![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)