سلام
افرین اولین قدم و خیلی بلند و خوب برداشتی. به قول delعزیز ما شاید تو این شرایط نبودیم و خوب درک نمی کنیم اما این و همه می دونیم که دل کندن سخته. حالا تو هر مرحله ای و به هر شکلی که می خواد باشه. اما نشدنی نیست. شما دقیقا مثل معتادی می مونی که هم می دونه این مواد زندگیش و به خطر می اندازه و هم به قول خودشون با این مواد حال می کنه و می خواد به خاطر اینده ترک کنه.
خب این ترک کردن درد استخوان داره سختی داره و هوس برگشت داره به خاطر سختی زیاد نصفه راه بارها و بارها این فکر میاد که ولش کن بر می گردم و ... اما یه اراده راسخ و قوی می خواد که همین اول کار ما در شما دیدیم پس به امید خدا شما می تونی می ریم جلو.
فقط یه چیز دیگه: باتوجه به اینکه شوهر شما خارج از ایران می ره و نیمی از ماه و نیست این هم به نفع شماست و هم زنگ خطره.
به نفعتونه که انرژیتون و جمع کنید و وقتی میاد خونه کنار شما و فرزندانتون نثار هر سه تاشون کنید نه اینکه تازه خسته بشید و کم بیارید.
و زنگ خطره چون وقتی همسرتون تو خونه دلگرمی نداشته باشه و محبت لازم و نبینه از خونه فراری می شه و عواقب جالبی نداره.
تو همین تالار مطالب فراوونی در مورد مهارتهای ارتباطی زن وشوهر هست لطفا با دقت بخون و مو به مو انجام بده
نتایج کارات و به ما بگو ما کنارتیم![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)