نقل قول نوشته اصلی توسط مشاور سایت همدردی
با سلام خدمت شما
شما در همین ابتدا دچار مسائل متعددی شدید که ریشه ی آن در مباحثتان کاملا مشخص نبود. این مسائل که بیان کردید به حق، مسئولیت و دیون برمی گردد تا جنبه ی فمینیست بودن یا نبودن .....
ما قبل از اینکه فمینیسم باشیم یا نباشیم انسان هستیم و دلمان از بی مسئولیتی به درد می آید...
برای بررسی مساله ی شما به اطلاعات بیشتری نیاز است زیرا کاملا مشخص نیست که ایشان از بی مسئولیتی این کارها را انجام داده است یا اینکه واقعا نتوانسته است....
برای جدا شدن عجله نکنید و برای اینکه به تصمیم باثباتی برسید صمیمانه با ایشان وارد مذاکره شوید و فرصت بیشتری به ایشان بدهید. به نظر من عرصه ی زندگی مشترک محل وسیع تری برای صبر، دوراندیشی و گذشت است.
مساله ی دیگری که وجود دارد این است که از برخی لغات مثل فمینیسم بودن زیاد استفاده نکنید زیرا بار معنایی آن برای برخی آقایان منفی است و برداشت دوپهلویی ایجاد می کند....
قهر کردن را هرچه سریعتر تمام کنید و تلاش کنید تا با گفتگوی مسالمت آمیز در مکانی دوست داشتنی و بدون حضور هیچ کس مسائل را شفاف سازی کنید. الان زمان روشن سازی مسائل است تا تفکر یک جانبه درباره ی ایشان.
موفق باشید. میر سعید جعفری
دوست گرامی کم لطفی فرمودید و مطلب مرا با دقت نخواندید.
گفتم دیگران و شوهرم مرا فمینیست می نامنند، نگفتم که هستم چون اصلا نمی دانم فمینیسم چه می گوید. فقط یکسری حقوقی برای خانمها قائلم که وقتی لب باز می کنم برچسب فمینیست می خورم.
اما احقاق این حقوق که برای خانمها قائلم جزئی از باورها و اعتقادات من است که به آنها ایمان دارم و حتی به خاطر آنها تا این سن ازدواج نکردم. پس به این سادگیها نمی توانم از آنها بگذرم. شاید اگر من هم حقوقی برابر با همسرم داشتم او به این راحتیها مرا به حال خودم وا نمی گذاشت چون خیالش راحت است که قانون کاملا زنش را در قفس قرار داده و کلیدش را دست او داده است. اما من باید نگران باشم که در این مدت ممکن است مرد بیچاره دچار فقر عاطفی بشود و سراغ زن دیگری برود، قانون و شرع هم که کاملا از او حمایت می کند!!!!

در مورد اینکه گفتید از نوشته هایم معلوم نیست که علت اصلی چه بوده، من هم مثل شما. نوشته های من نشات گرفته از دیده هایم است و درمانده دانستن علت واقعی...
به گفته همسرم او آمادگی مالی برای برگزاری مراسم عروسی در تاریخی که خودش تعیین کرده را دارد، اما آمادگی روحی ندارد!!

گفتید در مکانی بدون حضور هیچ کس، من هم اعتقادم همین است ولی همسرم اصرار دارد که خانواده ها، فامیل و ... با خبر شوند.
به عقیده همسرم اگر من به او زنگ بزنم پس مقصر بودم که جلو آمدم و اگر راه حل ارائه دهم خواستم نظرم را تحمیل کنم و چرا باید حرف، حرف من باشد.