به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 104

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 تیر 91 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1389-6-02
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    2,391
    سطح
    29
    Points: 2,391, Level: 29
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    115

    تشکرشده 105 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه ای عاشقانه که در لب پرتگاه هست !

    ممنون از جواباتون...

    ببینید خاستگاری رفتن شرایط می خواد .. من امروز شرایطشو ندارم ..
    یه کار خوب و در آمدش .. همین ..!
    یا حداقل تموم شدن این سربازی !
    بریم خاستگاری من چی بگم ؟؟ چی دارم بگم ؟ اونجا ازم منطق می خوان .. نه عشق و علاقه !
    داشته هام مهمه نه چیزایی که قراره بدست بیارم !
    به خاطر این دلایل نمی تونم به پدر و مادرم بگم .. ولی ..
    دارم تلاشم رو می کنم .. با اینکه سربازم دنبال کارم هم هستم .. که حداقل تجربه هام رو این روزا کسب کنم!

    وقتی رفتید خداحافظی یا بعد از اون نپرسیدید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چی گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این حق شما بود که بدونید.
    حالا بریم سره این سوال :
    اون روز خودمو رو کشتم تا بگه ... اما دلیل درستی نیاورد ... فقط می خواست جدا شیم ... می گفت نمی تونم ادامه بدم .. می خوام تنها باشم .. ( تمام این حرفا رو با اشک و بغض می زد)
    می گفت من فکر کردم و دیدم نمی تونم تورو به عنوان شریکم قبول کنم !

    گفتم مشکل کجاست ؟ پول ، سن ، اخلاق ؟ اول نمی گفت .. بعدش برای اینکه من بی خیال شم می گفت همش !
    در صورتی که اصلا دختره پولکی نیست ! اصلا .. در ضمن من می تونم نیاز هاشو برآورده کنم !

    خداییشم براش چیزی کم نزاشتم .. خودش می گفت .. تو هیچ بدیی به نکردی ... من یه خاطره ی بد ازت ندارم .. ولی نمی تونم ادامه بدم !
    یه بارم گفت : ( شاید مهم باشه ) من نمی تونم از خانوادم جدا بشم .. نمی تونم ازشون دل بکنم !
    گفتم : مگه قراره جدا شی ..؟ تو اول مال پدر مادرتی .. مگه من چنین ادمیم ؟
    گفت : اگه ادامه بدیم باید از بین تو و اونا یکی رو انتخاب کنم !!!
    زار زار اشک می ریخت و اینا رو می گفت ! منم که بد تر از اون!
    میگه تصمیم عاقلانه ای گرفتم ! کار درست همینه !
    بهش میگم به منم باید حق بدی .. منم باید تصمیم بگیرم ...

    ولی

    هی داره محدودم می کنه .. جواب مسیج هامو تک و توک میده !

  2. کاربر روبرو از پست مفید ♂ mani تشکرکرده است .

    ♂ mani (پنجشنبه 25 آذر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.