به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 104

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 تیر 91 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1389-6-02
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    2,391
    سطح
    29
    Points: 2,391, Level: 29
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    115

    تشکرشده 105 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه ای عاشقانه که در لب پرتگاه هست !

    ممنون شیدا جان ..
    الان چی ؟ رابطتون با علی آقا کاته ؟
    هی ازش می پرسم .. ولی تفره میره ...
    باید بفهمم .. باید !
    من حق دارم دلیل قطع این رابطه الارغم میلش رو بدونم ! راس میگی..
    زندگیم داغون شده .. حتی پیش روان پزشکم رفتم و یه مشت قرص داد که 2روز خوردم .. گفت اگه بخوریشون مدیونی ..!
    منم نخوردم !

  2. کاربر روبرو از پست مفید ♂ mani تشکرکرده است .

    ♂ mani (پنجشنبه 25 آذر 89)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 آبان 94 [ 22:44]
    تاریخ عضویت
    1389-7-11
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    4,871
    سطح
    44
    Points: 4,871, Level: 44
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    803

    تشکرشده 795 در 162 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: رابطه ای عاشقانه که در لب پرتگاه هست !

    نقل قول نوشته اصلی توسط ♂ mani
    ممنون شیدا جان ..
    الان چی ؟ رابطتون با علی آقا کاته ؟
    هی ازش می پرسم .. ولی تفره میره ...
    باید بفهمم .. باید !
    من حق دارم دلیل قطع این رابطه الارغم میلش رو بدونم ! راس میگی..
    زندگیم داغون شده .. حتی پیش روان پزشکم رفتم و یه مشت قرص داد که 2روز خوردم .. گفت اگه بخوریشون مدیونی ..!
    منم نخوردم !
    الان بله...
    از ایشون بپرس و ازشون بخواه با دلیل پاسختون رو بده... چرا می گه باید بین شما و خانواده ش یکی رو انتخاب کنه؟؟
    ویه چیز دیگه این که در مورد اختلاف سنتون به نظر من بهتره با کسانی که این تجربه رو داشتن مشورت کنین.......


  4. 2 کاربر از پست مفید raha تشکرکرده اند .

    raha (پنجشنبه 25 آذر 89)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 تیر 91 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1389-6-02
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    2,391
    سطح
    29
    Points: 2,391, Level: 29
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    115

    تشکرشده 105 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه ای عاشقانه که در لب پرتگاه هست !

    نقل قول نوشته اصلی توسط darya1389
    سلام دوست عزیز
    اولا که برای برگردوندون ارامش از دست رفته و استرس و افسردگیتون داروهاتون رو مصرف کنید اما نه در حدی که به اونا وابسته بشید ...میتونه برای ارامش ذهنتون و دورشدن از این هیاهو تا حدود زیادی بهتون کمک کنه!
    ایشون هم اگه نگران سلامتی شما هستن بهتره به شما کمک کنن پس ازش بخواید بجای نگرانی و مدیون کردن با شجاعت تمام بیان پای درددل شما بنشینن و حق دوستیشون رو ادا کنن و اینده رابطه رو روشن کنن!اگه واقعا شمارو دیگه دوست ندارن بجای امید دادن حتی یک یا دودرصد وقت واحساس شما رو به بازی نگیرن و خودشما هم اگه با این درصدها دارید به خودتون امید واهی میدید و کاملا در اشتباهید. اگه براتون مقدوره از ایشون بخواید تا با شما بیان برای مشاوره تا شک و تردیدای هردوی شما با ارائه راهکارهای لازم رفع بشه!چه برای ادامه چه برای کات کردن...
    شاد باشید...
    دریا
    ممنون دریا جان .. در مورد مصرف قرص ها فعلا دست نگه می دارم .. قول دادم بهش !!
    تمامه فکر و ذکر خودمم شده چرا ؟ و نمی گه ! هر موقع یه چیزی میگه و معلومه که داره از حقیقت فرار می کنه نمی خواد بگه بهم !
    ای کاش .. ای کاش میشد می رفتیم پیش یه مشاور .. ای کاش میومد !

    نقل قول نوشته اصلی توسط sisili
    سلام
    مطالبتون و تا اینجا خوندم. قطعا این عشق فراموش کردنش سخته. خودتون و با این شاید این جوری شاید اون جوری اذیت نکنید.
    سنی ندارید که از الان بخواین به دارو های ضد افسردگی و ... پناه ببرید. خب دل کندن سخته اما شما مگه چاره دیگه ای هم دارید؟ پس دل بکنید. وقتی نمی خواد بگه دلایلش چیه شما چرا دارید خودت و از پا در میاری.
    قطعا مشکل بزرگی داره که به خاطرش باید از شما بگذره. بهش زمان بدید. در واقع به خودتون و ایشون زمان بدید. یا هر دو بر می گردید یا هر دو دل می کنید. اما اینکه او دل بکنه و شما همچنان به پاش واسی روح و روانت و از بین می بره.
    من بیشتر از هر چیزی تاکید می کنم فعلا به فکر ارامش و اعصاب و روح و روان خودتون باشید. گذر زمان همه چیز و نشان خواهد داد.
    برای گذشتن از این خانم سعی کنید به خانم دیگه ای دل نبندید دوستیهای مکرر روح شما رو بیشتر ازرده خواهد کرد.
    توکل به خدا کنید. خداوند حلال مشکلات هست.
    موفق باشید
    در مورد قرص بالا گفتم .. فعلا سعی می کنم سمتشون نرم ..
    برای تمام اطرافیانم عجیبیه ... منی که همیشه می خندیدم و می خندوندم .. حالا شدم یه گوشه گیر .. طوری شد که مادرم اومد باهام حرف بزنه که چمه ! ولی تفره رفتم .. فعلا نمی خوام چیزی بدونه .. مخصوصا شرایط فعلیم !اگر وصالی در کار باشه مادرم با فهمیدن این ماجرا شاید دیدش نسبت به اون منفی شه !
    زمان /؟؟ زمان دادم و خوام داد ..
    یه جمله بود :
    سخته آدم کسی رو فراموش کنه ... ولی سخت تر اینه که ندونی باید فراموش کنی یا منتظر بمونی !!
    ولی من این سختی رو به جون می خرم تا برش گردونم !
    میدونم همیشه سایه ی من تو زندگیش خواهد بود .. به این امید زندم که بر می گرده !

    بله این راه رو پیشه کردم که حواسم رو پرت کنم با اینترنت و دوستام .. ولی به محض اینکه یادش می افتم به هم میریزم ...
    همین 1ساعت پیش یه اتفاق جالب برام افتاد .. تو ماشین رفیقم دید تو فکرم ..
    یه هو بی مقدمه گفت :

    چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری فراموش کن ...

    بعد از چند ثانیه دوباره گفت :

    چیزی رو هم که نمی تونی فراموش کنی ، بدست بیار .. !


    با قسمت دوم جملش انرژی گرفتم !

    هیچکس رو تو زندگیم راه نمیدم و فکر جایگزین نیستم .. چون زمانی که با هم دوباره دوست شدیم از بی وفایی ها خسته بودیم .... اما .. اما حالا یاره من رفته بین بی وفا ها !

    نقل قول نوشته اصلی توسط blue sky
    دوست عزیز من هم یک پیشنهادی دارم براتون در ضمن اینکه حرفهای سایر دوستان رو هم تایید می کنم.

    همون طور که گفتین، دوستتون تو سن ازدواجه و ممکنه (این هم یه احتمال هست) این مدل دوستی نگرانش کرده باشه. شاید از شما و قصد و نیت واقعی تون برای ازدواج مطمئن نیست.
    بنطرم شما درست و حسابی با خودتون فکر کنید و ببینید که با تمام مشکلاتی که گفتید می تونید رسما برین خواستگاریش یا نه.
    اگه دیدید که نمی تونین، فراموشش کنید. چون ممکنه تو آینده نظر هردوتون برای ازدواج تغییر کنه. یعنی چند سال دیگه که شرایط ازدواج داشتین یا خودتون و معیارهاتون تغییر کرده باشه و یا خانواده هاتون تازه ساز مخالفت بزنن که در اینصورت ازدواج کردن دوباره برای اون خانم خیلی سخت می شه.
    و اما اگه این همت رو در خودتون دیدید که با تمام مشکلات می تونید، برید جلو و رسما در حضور خانواده ها ازش خواستگاری کنید و تازه تکیه گاه اونم بشید. در ضمن خواستگاری کردن حتما به این منظور نیست که بلافاصله برین زیر یک سقف و می تونین تا تموم شدن سربازی و پیدا کردن یه شغل صبر کنین. (البته نه طولانی)

    از طرفی فایده خواستگاری کردن رسمی اینه که شما خودت رو از بلاتکلیفی در میاری و می فهمی که قصد دوستت خاتمه واقعی به ارتباط با شماست یا حدسی که من زدم در موردش صدق می کنه. (یادت باشه خواستگاری رسمی یه جواب قاطع و واقعی می خواد)
    در مورد خواستم مطمئنم .. اما برای خودم معیار ها دارم .. کارم .. تحصیلم .. خودتون جای خانواده ی یه دختر باشید به چنین آدمی دختر میدید ؟؟
    من باشم نمی دم .. بهتره منطقی باشیم .. پدر و مادر از میزان علاقه ها که خبر ندارن .. اونا شرایط رو می سنجن .. دیده ها و داشته ها رو کنار هم میزارن ..
    من فکر می کنم طوری بهش گفتم که واقعا مطمئن بود ... اما .. با تمام این اوصاف اگر پاش بیفته .. اون جرات رو دارم که برم رو در رو با پدرش صحبت کنم !
    اگه کار به اونجا بکشه من آمادگیش رو دارم !

    شاید باورتون نشه ولی تو این زمان اینقدر دلتنگش بودم که 1 ساعت رانندگی کردم تا برم جایی که از اونجا رد میشه تا فقط از دور ببینمش ! فقط از دور تا بفهمم حالش خوبه !
    شااید با خودتون بگید ندیده و احمقه !
    ولی اتفاقا رابطه هام محدود نبوده .. با ایک بار دیدن عاشق نمیشم !
    این احساس رو به هیچکس نداشتم !


    نقل قول نوشته اصلی توسط ...sheida
    نقل قول نوشته اصلی توسط ♂ mani
    ممنون شیدا جان ..
    الان چی ؟ رابطتون با علی آقا کاته ؟
    هی ازش می پرسم .. ولی تفره میره ...
    باید بفهمم .. باید !
    من حق دارم دلیل قطع این رابطه الارغم میلش رو بدونم ! راس میگی..
    زندگیم داغون شده .. حتی پیش روان پزشکم رفتم و یه مشت قرص داد که 2روز خوردم .. گفت اگه بخوریشون مدیونی ..!
    منم نخوردم !
    الان بله...
    از ایشون بپرس و ازشون بخواه با دلیل پاسختون رو بده... چرا می گه باید بین شما و خانواده ش یکی رو انتخاب کنه؟؟
    ویه چیز دیگه این که در مورد اختلاف سنتون به نظر من بهتره با کسانی که این تجربه رو داشتن مشورت کنین.......

    یادش بخیر .. یه بار لینک این سایت رو دادم تا بخونه .. همون موضوعات راجع به اختلاف سنی..
    خودش رو میدونم با اختلاف سنی مشکل نداره ... ولی از خانوادش می ترسید .. شاید دلیل جداییش و حرفی که زده ( بین تو و خونوادم باید یکی رو انتخاب کنم ) این باشه !
    نمی دونم ...

  6. 2 کاربر از پست مفید ♂ mani تشکرکرده اند .

    ♂ mani (پنجشنبه 25 آذر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.