خانم بالهای صداقت اگر چه حقیر در زندگیم یک بار تجربه طلاق دادن را دارم اما اولا چنان پیوند زناشویی که اساسا از پایه اشتباه بوده با جدایی ذوج هایی که که از سوی هر دو طرف ازدواج ، اولین وصلت محسوب می شود تفاوت بسیاری دارد در ثانی جدایی از زندگی که عمری 4 ساله داشته که تنها دو سال اول آن در سر مستی بی تنش گذشت هرگز قابل مقایسه با حدایی در یک زندگی که عمری بالای ده سال دارد و پای نفر سومی هم بعنوان فرزند مشترک در میان است تفاوت از زمین تا آسمان است اما با این همه برای شناخت شما از احساس همسرتان در چنین موقعیتی ، نکته هایی برای گفتن به نظرم آمد که شاید هم مشابهت صد در صد با احساس امروز همسرتان نداشته باشد چرا که حقیر بسیار عاطفی و احساسی هستم شاید همسر شما این گونه نباشد که اگر باشد به نظرم دچار عذااب وجدان است اگر چه به ظاهردر طلاق بسیار مصمم به نظر اید .
خانم محترم من به تجربه آموختم که اتفاقا در اینگونه مواقع مردان بسیار عاطفی تر از زنان عمل می کنند خصوصا در این روزگار فعلی که با مراجعه به دادگاه های طلاق متوجه خواهید شد که بر خلاف آنچه در جامعه از مردان رایج است ، امروزه تقاضای طلاق و پافشاری در آن بیشتر از سوی زنان است تا مردان خاصه زنانی که داری فرزند هم هستند مگر در موارد خاص و یا ازدواج دوم آن هم در صورت نداشتن فرزند ، البته باید در نظر داشته باشید که عرایض حقیر نسبی است و کل را شامل نمی گردد.
اما بطور کل هیچ انسانی از بابت متلاشی شدن زندگی که ایجاد کرده است ( چه همسر اول باشد یا دو و یا سوم ) خوشحال و یا بی خیال نخواهد بود بهر تقدیر مردان هم مانند زنان به امید یک زندگی و به دنبال چشیدن طعم خوشبختی ازدواج می کنند چه در اولین ازدواج و یا ازدواج های بعدی که اگر در ازدواج اول گم شده اش را نجوید به دنبال دومی و یا سومی می رود بنابراین شکست برای هیچکس خوشایند نیست چه برای زن و یا برای مرد اگر چه به ظاهر این شکست در زنان بشتر نمایان است اما به نظر حقیر مردان از درون می پوکند هر چند ظاهری بی تفاوت از خود نشان می دهند .
و اما اجازه دهید یک توصیه برادرانه خدمتتان داشته باشم ، اگر چه من در ریز مشکلات زندگی شما نیستم و همه نوشته هایتان را که بعنوان مشکل در این تالار مطرح کرده اید نخواند ه ام اما باز هم به تجربه می گویم سعی در ساختن دوباره زندگی خود و همسرتان داشته باشید اگر امروز مادران ما بعنوان زنان مقاوم و اهل زندگی در ذهن من و شما جای دارند به دلیل مقاومتشان در برابر مشکلات زندگیشان بود و این مهمترین عامل تفاوت بین نسل گذشته و امروز است که نسل امروز بی طاقت و نا شکیباست و اگر چه به توصیه هایی که اکثر خانم ها در این تالار گفته شده است واقفم اما همه ان استدلال ها فقط در حد حرف است که اگر پای عمل به میان اید خود به چنان چه کنم چه کنمی گرفتار می شوند که تو گویی آنها هرگز به آن راحتی فتوای جدایی نداده بودند البته باز متذکر می شوم که عرایض حقیر نسبی است و کل خانم ها را در بر نمی گیرد اما یک سوال هم دارم و آن اینکه به نظر شما چرا در قدیم مشکلات ذوج ها خصوصا ذوج های جوان همواره با حکمیت سالخوردگان و ریش سپیدان و کیس سپیدان خانواده حل می شد ولی امروز چنان تابو طلاق ا ین بلای خانمسوز جامعه امروز ما شکسته است که حتی در مقام راهنمایی هم هیچ مسئولیتی در خود احساس نمی کنیم و به فوریت آخرین راه حل ممکن را که همان طلاق باشد به سهولت پیشنهاد می کنیم ؟ چگونه است که امروز جوانان ما حتی آنهائیکه نه تخصصی در امر مشاورت دارند و نه تجربه زندگی زناشویی پر تنش را ، اولا خود را در مقام راهنمایی می بینند و در ثانی با چند خط قصه نویسی فرد مشگل دار، در مقام قضاوت ، امر بر جدایی می دهند؟ ( هر چند آنهایی هم که دارای تجربه هستند وقتی به زندگیشان دقت کنید خواهید دید که نسخه ظلاق برای خودشان هم کار ساز نبود اما با این همه در مشکلات مشابه آن را برای دیگران تجویز می کنند ) چرا زنان امروز ما که در راستای باور های فرهنگی جامعه بومی خود وبا وجود همه مشکلات زندگیشان حا ضر به ادامه زندگی هستند اما از ینکه مبادا او را زنی ضعیف و تو سری خور بخوانند در مقابل خواسته های درونی خود مقاومت می کنند و علارغم میل باطنیش و شاید هم لج و لجبازی حاضر به جدایی می شوند ؟ مانند شما که برایم نوشته اید : من هنوز به ادامه این زندگی امیدوارم ولی اگر طلاق هم پیش بیاید (فعلا دلیل اقدام نکردن او را نمی دونم) هیچ سعی ای برای منصرف کردنش نمی کنم یعنی به عبارتی اگر او برای طلاق اقدام کند می پذیرم هرچند در دلم راضی نیستم.
خانم با لهای صداقت همواره زنانی در زندگی زناشویی خود برنده بودند که در مقابل مشکلات ضمن پیدا کردن راه حل ( مشاوره ، حکمیت ، ترفند های زنانه و...) مقاومت را بر فرار ترجیح دادند .
در خاتمه ضمن عرض پوزش از اطاله کلام امید وارم آنچه به درستی صلاح خود و فرزندتان است عمل کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)