سلام..
<strike>آره داستان زندگیت شبیه منه .. من به پسره حق میدم جلو نیاد .. چون الان نقشش رو من دارم بازی می کنم !
ولی من جاش بودم اول سربازی رو میرفتم .. بعد ادامه تحصیل .. این جوری یه سنگ بزرگ رو از جلو پام برداشته بودم..
با کارام و رفتارم هم بهت ثابت می کردم به پای من نشستن خطا نیست ... می فهمووندم که من می خوامت و شک و تردید به دلت راه ندی که عمرت و جوونیت هدر رفته ...
راستش با تاپیکت جرقه ای تو ذهنم خورد که نکنه طرف من هم به خاطر اعتقاد مذهبی منو کنار گذاشته الارغم میلش !!
یه اعتقادی دارم ..
ما ها فکر می کنیم مثلا امام رضا راضی نیست من با یه جنس مخالف رابطه داشته باشم .. اونم یه رابطه سالم ...
چرا فکر می کنیم حتما با خوندن چند جمله ی عربی توسط یه آ خو ند که معلوم نیست چه جور آدمیه .. هم امام رضا راضی میشه هم خدا !
گاهی اوقات یه سری قول ها ارزششون نسبت به 100 تا صیغه ی محرمیت بیشتره !
</strike>
(ویرایش مدیر همدردی: این چنین پاسخ هایی به تعارضات و مشکلات مراجع می افزاید. و نه همدلی در آنهاست و نه یاریگری و رهنمود مناسب به مراجع)








علاقه مندی ها (Bookmarks)