ضمنا همه دوستان بدانند من عاشق همسرم هستم
عاشق زندگیمم و عاشق بچم همینطور فکر میکنم همسرم هم عاشق منه و از نگاهش رفتاراش و کاراش و گفته هاش مطمئن بودم که اینطوره
یه سری حرفا بین ما پیش اومده هم من گفتم و هم اون من حرفای بدی را که زدم گفتم و حرفای بدی که شنیدم را برای شما ننوشتم اما در هر حال عشق به زنم و زندگیم باعث شد بیام اینجا از شما کمک بخوام
من یه راهکاری از شما میخوام نمیخوام محاکمه کنم یا بشم چون نمیشه یه طرفه به قاضی رفت و وجدانا درست نیست اما خواهش میکنم همتون اینو بدونید که
زنمو و زندگیمو دوست دارم
عاشقشونم
فقط یه راهکار به من بدید که بعد از یه مدت صبر چجوری و با چه روشی که غرورم هم نشکنه برم دنبالش تا بیارمش و یا اینکه چجوری میتونم راضیش کنم بریم پیش یک مشاور یا روانشناس یا مشاوری هست که اگر راضی نشد حضوری بیاد تلفنی باهاش صحبت کنه اگر دوستان لطف کنند فقط راجع به این موضوعات راهکار بدهند ممنون میشم
من با خواندن نظرات شما و از همه مهمتر با شناختی که خودم از همسرم دارم متوجه شده ام که با کمی صبر و سپس مراجعه به یک مشاور کاملا مشکل ما حل خواهد شد مطمئنم چون من زنو زندگیمو خوب میشناسم
بهشت عزیز و همیشه تنها و بالهای صداقت عزیز از نظرات شما حتما استفاده خواهم کرد خیلی ممنونم از شما که با صبر و حوصله پاسخ منو دادید
من میخوام تا ابد کنار زن و بچم باشم سعی میکنم در کردار و رفتار خودم هم یک تجدید نظر کلی کنم شما هم منو دعا کنید
یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)