واي چه جالب منم گرفتار يه چنين اتفاقي شدم ولي يه كم متفاوت اصلا واسه همين تو اين سايت اومدم !دختر جون واقعا دركت مي كنم چون منم مثل تو هستم اما يه كم متفاوت !فرق من و تو اينه كه من از اول عاشق يه ادم متاهل نشدم
بلكه اون ازدواج كرد و رفت !به خاطر اينكه ما با هم نمي تونستيم ازدواج كنيم آره الان هم با هم در ارتباط كلامي هستيم من نتونستم ازش دل بكنم دارم سعي مي كنم رابطمونو تموم كنم آخه دلم به حال زنش مي سوزه
اون مي گه ما با هم مثل يه دوست بمونيم !با خودم فكر كردم دوست يعني جه؟
تو كشور ما اين جور دوستي ها معني نمي ده !منم هزار بار فكر خودكشي كردم و همون دليلي كه تو آوردي !اين روزا كارم شده گريه كردن به حال و روز خودم آره گريه ! الان هم اومده ولي من نمي خوام باهاش صحبت كنم !دلم مي خواد بلند بلند گريه كنم
آخه چه جوري من اونو فراموش كنم
هزار بار گفتم خدايا چرا ؟
چرا؟
چرا؟
مي دوني بايد به اين فكر كنم چه بلايي سرم اومده !بايد بگم اون باعث شد تو هميشه تو زندگيت گريه كني
نه اينكه اون مهربونه و....
اين جوري فكر كن
دلتو ثل سنگ كن
سنگ








علاقه مندی ها (Bookmarks)